میهن پرستی؛ زیربنای روابط انسانی

 از نظر من وقتی انسان بعد از گذارندن پیچیدگی های زندگی به این نتیجه می رسد که برای زنده ماندن به دم و بازدمی وابسته است، دیگر چه اولویت هایی جز خانواده و میهن برایش باقی می ماند؟ چند سالی است که معیار من در ارتباط با افراد مختلف، سنجش میهن پرستی آن ها است.

به قلم: سید فرشاد فیض آبادی

میهن پرستی؛ زیربنای روابط انسانی

میهن پرستی؛ زیربنای روابط انسانی
سال 1402 که برای شرکت در یک نشست روابط عمومی به پالایشگاه آبادن رفتم؛ در حاشیه بازدید چشمانم به ردِ گلوله هایی خورد که (عامدانه) از زمان جنگ در برخی نقاط باقی مانده بود. یادگار ایستادگی مردمی که هرگز تسلیم نشدند. در همان لحظه روایتی از دکتر فاطمی (وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق) به یادم آمد: پس از ملی شدن صنعت نفت، انگلیسی‌ها که کنترل پالایشگاه آبادان را در دست داشتند، حاضر به ترک ایران نبودند.
سه‌شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ – ۱۷:۰۵
ا کنی. عرق به وطن را میتوان چارچوبی در نظر گرفت که در آن اخلاق، احساس مسئولیت، هویت و نیکویی مانند قانون مطلق است. پس کلید فهم و ترویج اخلاق در جامعه شاید میهن پرستی باشد.

 از نظر من وقتی انسان بعد از گذارندن پیچیدگی های زندگی به این نتیجه می رسد که برای زنده ماندن به دم و بازدمی وابسته است، دیگر چه اولویت هایی جز خانواده و میهن برایش باقی می ماند؟ چند سالی است که معیار من در ارتباط با افراد مختلف، سنجش میهن پرستی آن ها است.

دیوارهای پالایشگاه آبادان امروز دو روایت را در خود جای داده است: فریاد دکتر فاطمی که استعمار را شرمسار کرد، و رد گلوله‌هایی که دشمن متجاوز را به زانو درآورد. در ایران، میهن‌پرستی نه در شعار که در عمل معنا پیدا میکند؛ در کارگری که میان آتش به تعمیر دستگاه‌ها ادامه داد و در دانشمندی که از حقوق ملی دفاع کرد.با یادی از دکتر حسین فاطمی، مردی که یکی از نماد های میهن‌پرستی ایران عزیز است.

منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *