یک مربی برای اینکه بخواهد از راه درست و طبق اصول در لیگ ایران پیشرفت کند و به موفقیت برسد، کار بسیار سختی را پیش رو دارد. شما اگر با دلالهای مشهور ارتباط نداشته باشید، همچنین بازیکنان موردنظر آنها را جذب نکنید؛ سخت است هدایت تیمی را بر عهده بگیرید و یا زیاد دوام بیاورید، علاوه بر این همراه داشتن فضای مجازی در کنار خود از دیگر عوامل حفظ جایگاه در لیگ ایران است.
پس از عبور از دوران مربیان تکراری و تاریخ گذشته در لیگ ایران، چندین فصل است که اکثر تیمها به سراغ مربیان جوان و یا تازهوارد به این عرصه میروند. مربیانی که در گذشته فوتبالیست حرفهای بودند و یا در کلاسهای مربیگری بهتازگی مدارک خود را اخذ کردهاند.
در کنار چنین مربیانی اما همچنان مربیان تکراری و تاریخمصرف گذشته نیز حضور دارند. مربیانی که فقط بهوسیله فریادهایشان و فوتبال سنتی و عادی میتوانند تیمها را در میانه جدول حفظ کنند.
با نگاهی دیگر به لیگ برتر اما با چند مورد جالب روبرو میشویم، مربیانی که هر فصل هدایت یک تیم را بر عهده میگیرند و درنهایت در اواخر همان فصل، آن تیم را در منطقه سقوط تحویل میدهند تا اسمشان را روی تیم سقوط کرده نگذارند؛ باز دوباره فصل بعد و تیمی دیگر و در ادامه نیز همین داستان تکراری به وقوع میپیوندد.
در کنار چنین مربیانی اما تعداد انگشت شمار و خاصی وجود دارند که با توجه به شکستهای متداول تیمشان اما همچنان بهواسطه حمایت فضای طرفداری و مجازی، عهدهدار هدایت تیمشان هستند، مربیانی که با واردکردن آشنایان به باشگاه و به راه انداختن جو غیر فنی و بهانه آوردن به دنبال موفقیت هستند.
اما بهراستی چرا چنین اتفاقاتی رخ میدهد؟
