مجموع تصمیمات اتخاذ شده رشد اقتصادی را در شرایط برزخ نگه داشته است. سیاستگذار دو مسیر پیشرو دارد؛ تداوم چرخه فرسایش سرمایه یا اصلاح و تمهیدات بنیادی
جوان آنلاین: اسناد بالادستی بر رشد ۸ درصدی بهعنوان مهمترین هدف اقتصاد ایران تأکید میکند، اما این رشد چه الزاماتی نیاز دارد؟ یکی از مهمترین اثرات رشد اقتصادی بر یک کشور، تأثیر آن بر سطوح درآمد و اشتغال است که موجب ارتقای کیفیت زندگی افراد میشود. این مفهوم همراه با افزایش تولید، منجر به ایجاد فرصتهای شغلی بیشتر برای افراد میشود. رشد اقتصادی مطلوب به دولتها اجازه میدهد تا از درآمدهای مالیاتی برای تأمین هزینههای دولتی استفاده کنند و این مسئله اتکا به درآمدهای ناپایدار نفتی را کم میکند. بر این اساس زمانی که از رشد اقتصادی صحبت میکنیم افزایش سطح رفاه عموم مردم مدنظر قرار میگیرد.
مهمترین الزام رشد اقتصادی، جذب سرمایه است. اقتصاد کشور هم اکنون در دو راهی تاریخی قرار گرفته است. شدت ناترازیهای انرژی خود گواهی بر استهلاک تولید و ضرورت جذب سرمایههای جدید است. طی سالهای گذشته به خصوص در دهه نود، سرمایه گذاری لازم در کشور نه فقط به اندازه ضرورت نبوده، بلکه هدررفت سرمایه گذاری را نیز شاهد بودهایم.
دولت فربه و بخش خصوصی نحیف
یکی از اشتباهات راهبردی اقتصاد کشور به جای توانمندسازی بخش خصوصی، بزرگ کردن دولت بوده است. این مسئله دولت را فربه و بخش خصوصی را نحیف کرده است. حاصل این رویکرد، وضعیت مزمن اقتصادی است که با گذشت بیش از چهاردهه همچنان ایرانیان را رنج میدهد و اقسام خصوصیسازیها در آن با نیت چابکسازی و کارآمدی به نتیجه مطلوب نرسیده و بودجه دولت متکی به درآمدهای نفتی باقی مانده است. در این شرایط اصلاح ساختار مالیاتی، کاهش هزینههای جاری و مولدسازی داراییها همواره به تعویق افتاده است. ساختار بانکی مشکل ساز، سیاستهای ارزی و بی ثباتی در قوانین اقتصادی تصویر کلی یک اقتصاد مملو از ابهام را شکل دادهاند.
