من از روابط نامتعارف با جنس مخالف هیچ گونه آگاهی نداشتم و تنها از طریق فضاهای مجازی در جریان برخی دوستی های خیابانی قرار می گرفتم و دوست داشتم زودتر ازدواج کنم و زندگی مستقلی را تشکیل دهم ولی به خاطر این که راهنمای درستی در زندگی ام نبود به بیراهه رفتم و در جست و جوی محبت همه هستی ام را از دست دادم تا جایی که …

به گزارش رکنا، دختر 17ساله به نام مهشید که به همراه مادرش و برای اعلام شکایت از یک پسر جوان وارد کلانتری شده بود، در حالی که اشک ریزان بیان می کرد «امید» مرا فریب داد و زندگی ام را به نابودی کشاند، درباره سرگذشت اسفبار خود به کارشناس اجتماعی کلانتری سیدی مشهد گفت: از روزی که چشم باز کردم جز فریاد و درگیری های پدر و مادرم چیزی ندیدم. از دوران کودکی فقط خاطراتی از ترس و وحشت هایی برایم باقی مانده است که با هر بار مشاجره و کتک کاری های پدر و مادرم به گوشه اتاقی می خزیدم و با چشمانی وحشت زده جیغ می کشیدم. بزرگ تر که شدم از میان جملات توهین آمیز پدر و مادرم دریافتم که درگیری آن ها به خاطر مصرف موادمخدر است.
