
داستان این فیلم درباره غزل پرتوی دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری است که در فروشگاه پدرش به حسابداری مشغول است. در پی تصادفی که با ماشین او میشود، با مردی به نام امیر بهرام آشنا میشود که صاحب یک شرکت ساخت و ساز ساختمانی است. بهرام از او دعوت میکند به عنوان مدیر مالی در شرکتش مشغول به کار شود بعد از گذشت مدتی بهرام از غزل خواستگاری میکند، این در حالی است که اختلاف سنی آنها ۲۰ سال است. با پیش رفتن داستان، مشخص میشود بهرام در گذشته با پدر غزل در قبرس همکار بوده، اما پدر غزل سر او کلاه گذاشته و تمام پس اندازش را برداشته به ایران باز میگردد. بهرام در حال حاضر با پیش کشیدن ماجرای ازدواج با غزل، قصد انتقام گرفتن از پدرش را دارد …
