مهاجران بازمانده از تحصیل!

آن روز صبح «خزان» که «طالب»ها به «مکتب» هجوم بردند، «هدیه» و هم‌کلاسی‌هایش بی‌خبر از همه‌جا پشت نیمکت‌های درس نشسته بودند. دخترها چشم به دهان معلم دوخته بودند که پای تخته برای آن‌ها از تاریخ افغانستان می‌گفت و رنج و اندوهی که این سرزمین نفرین‌شده سال‌ها به چشم خود دیده است. «طالب»‌ها، اما در یک چشم‌برهم‌زدن دخترها را از مدرسه بیرون و راهی خانه کردند: «آن‌ها فریاد می‌زدند و می‌گفتند ازاینجا بروید بیرون. ترسیده بودیم و خیلی زود ازآنجا فرار کردیم. 

آن روز صبح «خزان» که «طالب»ها به «مکتب» هجوم بردند، «هدیه» و هم‌کلاسی‌هایش بی‌خبر از همه‌جا پشت نیمکت‌های درس نشسته بودند. دخترها چشم به دهان معلم دوخته بودند که پای تخته برای آن‌ها از تاریخ افغانستان می‌گفت و رنج و اندوهی که این سرزمین نفرین‌شده سال‌ها به چشم خود دیده است. «طالب»‌ها، اما در یک چشم‌برهم‌زدن دخترها را از مدرسه بیرون و راهی خانه کردند: «آن‌ها فریاد می‌زدند و می‌گفتند ازاینجا بروید بیرون. ترسیده بودیم و خیلی زود ازآنجا فرار کردیم. 

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *