مشق عشق

خانه مادر که می‌روم، پر است از روایت؛ آن‌قدر که درودیوارش با آدم حرف می‌زنند. مادر راوی بزرگی است. یک دفتر ۸۰ برگ خریده‌ام تا روایت‌های مادرم را در آن بنویسم.

خانه مادر که می‌روم، پر است از روایت؛ آن‌قدر که درودیوارش با آدم حرف می‌زنند. مادر راوی بزرگی است. یک دفتر ۸۰ برگ خریده‌ام تا روایت‌های مادرم را در آن بنویسم.

مشق عشق

به گزارش اصفهان زیبا؛ خانه مادر که می‌روم، پر است از روایت؛ آن‌قدر که درودیوارش با آدم حرف می‌زنند. مادر راوی بزرگی است. یک دفتر ۸۰ برگ خریده‌ام تا روایت‌های مادرم را در آن بنویسم. مشق کنم،مشق عشق، مشقی که کاغذهای سپید را گلگون می‌کند. مادر بشقاب میوه را جلویم می‌گذارد؛ یک انار کوچک کنار سیب و خیار و نارنگی. انار را برمی‌دارد و شروع می‌کند به قاچ‌کردن.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *