مشق زندگی در میدانِ مین!

تلاش ما در روزهای بحرانی و جنگی، نه برای فرار از واقعیت، بلکه برای حفظ هویت انسانی‌مان است. ما کار می‌کنیم و درس می‌خوانیم چون این تنها راهی است که می‌توانیم به هرج‌ومرج جهان بگوییم: «تو نمی‌توانی تمام زندگی من را متوقف کنی.»

تلاش ما در روزهای بحرانی و جنگی، نه برای فرار از واقعیت، بلکه برای حفظ هویت انسانی‌مان است. ما کار می‌کنیم و درس می‌خوانیم چون این تنها راهی است که می‌توانیم به هرج‌ومرج جهان بگوییم: «تو نمی‌توانی تمام زندگی من را متوقف کنی.»

مهسا زحمتکش

سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ – ۱۵:۱۹
مشق زندگی در میدانِ مین!

وقتی یک جامعه یا فرد برای مدتی طولانی در معرض تهدید، اخبار ناگوار یا نوسانات شدید قرار می‌گیرد، سیستم عصبی وارد وضعیت «آمادگی برای فاجعه» می‌شود. در این حالت، هورمون‌های استرس (مانند کورتیزول) به طور مداوم ترشح می‌شوند. حتی زمانی که اخبار مثبت منتشر می‌شود، ذهن به سرعت آرام نمی‌گیرد؛ چرا که دچار «خستگی پس از تروما» شده است. در این مرحله، فرد احساس کرختی، بی‌تفاوتی و کاهش شدید قدرت تمرکز می‌کند. مغز که تمام توانش را صرف «بقا» کرده، حالا دیگر انرژی کافی برای «خلاقیت» یا «یادگیری» در پروژه‌های کاری و درسی ندارد.

منبع  : تبیان

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *