محمد صابری | طعم گس «جنگ» هیچوقت خواستنی نبوده و نیست؛ طعمی درهمآمیخته از غرور و ترس که این شبها تبدیل به حس مشترک همه ایرانیان شده است. «خاک» تعارفبردار نیست و وقتی پای «پرچم» در میان باشد، همه قطببندیها رنگ میبازد تا به قول قیصر امینپور نه «در جنگ» که «بر جنگ» پیروز شویم. سایه جنگ نحس است و هیچ مرهمی جز معجزه زندگی نمیتواند زخمهای آن را التیام ببخشد؛ سینما گاهی راوی این معجزه میشود و در این روزها، ساعتها و ثانیههای جنگزده، مروریبر 10 روایت سینماگران ایران از «زندگی در سایه جنگ» داشتهایم.
به گزارش فیلمنیوز، «آهای لعنتیها… من هنوز زندهم» این دیالوگ از فیلم «پاپیون» یکی از درخشانترین یادگارهای مشترک سینمادوستان از ترسیم امید به زندگی در سختترین شرایط است. جایی در سکانس پایانی فیلم که هنری پاپیون با بازی به یادماندنی استیو مککویین پس از عبور از هزارتوی پیچیده و پرمصیبت فرار از زندان، شناور بر آبهای بیپایان اقیانوس، فریاد میکشد: «آهای لعنتیها… من هنوز زندهم.»
