«برادر یکی از دوستانم از عراقیها شنیده بود که قرار است ارتش این کشور فردا (۳۱ شهریورماه) به ایران حمله کنند. رفتیم مسجد تا به برادران سپاهی اطلاع بدهیم، دیدیم خودشان در جریان هستند. همه میدانستیم جنگ قطعی است جز مسئولانی که به حرفمان گوش نمیدادند.» سیدمحمد فضلی یکی از اهالی خرمشهر خاطرات جالبی از لحظات قبل از شروع رسمی جنگ دارد.
مردم فکر میکردند جنگ محدود به مرز است
«برادر یکی از دوستانم از عراقیها شنیده بود که قرار است ارتش این کشور فردا (۳۱ شهریورماه) به ایران حمله کنند. رفتیم مسجد تا به برادران سپاهی اطلاع بدهیم، دیدیم خودشان در جریان هستند. همه میدانستیم جنگ قطعی است جز مسئولانی که به حرفمان گوش نمیدادند.» سیدمحمد فضلی یکی از اهالی خرمشهر خاطرات جالبی از لحظات قبل از شروع رسمی جنگ دارد.
