
اما موضوع این تالاب به اواخر دهه ۸۰ باز میگردد؛ زمانی که احداث یک کانال زهکش در آن آغاز شد و اجرای ناقص این پروژه، شریانهای حیاتی تالاب را قطع کرد، تصاویر ماهوارهای تایید میکند که از سال ۸۹ به بعد جریان طبیعی آب در تالاب متوقف و در پشت موانع سازهای زمینگیر شد، این فاجعه زیستمحیطی در سال ۹۸ به اوج خود رسید؛ جایی که انباشت ناقص آب در سرشاخهها، عملاً مانع از رسیدن حقابه به هسته اصلی تالاب در بخش جنوبی استان شد تا دشت سیلابی و پویای اللهآباد، به کویآخر:
حجم بادی که از این دشت نیمهجان به سمت قزوین، البرز و پایتخت میوزد، آژیر خطر بزرگی را برای امنیت و سلامت شهروندان به صدا درآورده و اکنون باید دید آیا دستگاههای متولی در استانهای قزوین و البرز با همراهی نهادهای ملی میتوانند قفل تصمیمگیری برای تالاب اللهآباد را باز کنند یا غبار این تالابِ فراموش شده، همچنان آسمان سه استان کشور را تیره و تار نگاه خواهد داشت؟ تالاب اللهآباد امروز نه یک مساله محلی، که یک آزمون ملی برای مدیریت بحرانهای زیستمحیطی در کشور است.
اکنون تالاب اللهآباد در آستانه یک انتخاب تاریخی ایستاده است؛ انتخابی میان تداوم فرسایش، گسترش ریزگردها و تهدید سلامت مردم یا آغاز مسیری دشوار اما ممکن برای احیای آن، تالابی که روزی نفس دشت قزوین بود اما امروز خود به نفس نفس افتاده، این پرسش جدی پیش روی مسوولان مانده که آیا میتوان پیش از آنکه دیر شود قفل تصمیمگیری را برای نجات این پهنه باز کرد؟
