برچسب تالابی
مرثیهای برای اللهآباد؛ تالابی میان مرگ و احیا
اما موضوع این تالاب به اواخر دهه ۸۰ باز میگردد؛ زمانی که احداث یک کانال زهکش در آن آغاز شد و اجرای ناقص این پروژه، شریانهای حیاتی تالاب را قطع کرد، تصاویر ماهوارهای تایید میکند که از سال ۸۹ به بعد جریان طبیعی آب در تالاب متوقف و در پشت موانع سازهای زمینگیر شد، این فاجعه زیستمحیطی در سال ۹۸ به اوج خود رسید؛ جایی که انباشت ناقص آب در سرشاخهها، عملاً مانع از رسیدن حقابه به هسته اصلی تالاب در بخش جنوبی استان شد تا دشت سیلابی و پویای اللهآباد، به کویری مستعد تولید توفانهای گرد و غبار تبدیل شود.
فراخوان برای همگرایی ملی
ابعاد فرابخشی و حساسیتهای زیستمحیطی دشت اللهآباد که امنیت زیستی استانهای قزوین، البرز و تهران را به طور مستقیم تهدید میکند، واکنش عالیترین مقام اجرایی استان را نیز به همراه داشته است.
محمد نوذری، استاندار قزوین در جلسه شورای سازگاری با کمآبی استان نیز پیشتر با تاکید بر لزوم مهار سریع این بحران، اظهار کرد: حل مساله ریزگردهای دشت اللهآباد نیازمند تمهیدات ویژه، بازنگری در طراحی کانالها و بررسیهای دقیق کارشناسی است و این موضوع نباید در حاشیه تصمیمات دیگر قرار گیرد، بلکه بایستی در جلسات اختصاصی و با حضور فعال مدیران و کارشناسان مربوطه ۲ استان قزوین و البرز بررسی شده و راهکارهای عملیاتی برای مهار آن اتخاذ شود.وی صراحتا تاکید کرد: تصمیمگیری پشت درهای بسته و بدون هماهنگیهای میدانی در گذشته، عامل ایجاد وضعیت نابسامان امروز است و اکنون زمان آن رسیده که با نگاهی کاملاً کارشناسی و غیرسیاسی، برای نجات این پهنه حیاتی اقدام کنیم.
گره کور اداری؛ اختلاف ۴۲ هزار هکتاری که مانع نجات تالاب است
یکی از بزرگترین سدهای پیش روی پروژههای بیابانزدایی در اللهآباد، اختلافنظر دستگاههای متولی بر سر تعیین محدوده قانونی تالاب است، در حالی که منابع طبیعی استان قزوین هسته مرکزی و واقعی تالاب را حدود ۶ هزار هکتار اعلام کرده، در مصوبات سالهای گذشته محدوده ثبت شده تالاب توسط سازمان حفاظت محیط زیست ۴۸ هزار هکتار تعیین شده و این اختلاف وسعت ۴۲ هزار هکتاری، عملا واگذاری اراضی ملی برای پروژههای حیاتی مانند درختکاری و تثبیت شنهای روان را در هالهای از ابهام و بلاتکلیفی فرو برده است.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان قزوین با تایید این چالش به خبرنگار ایرنا، گفت: موضوع ساماندهی دشت اللهآباد که اکنون به یکی از اصلیترین تهدیدهای زیستمحیطی منطقه تبدیل شده در نشستهای تخصصی استان به طور جدی مورد بحث قرار گرفته و یکی از گرههای اصلی اختلاف نظر کارشناسی در خصوص مساحت محدوده تالاب است.
سیداسدالله هاشمی ادامه داد:گستردگی غیرواقعی محدوده ثبتشده در نقشههای گذشته که بخشی از آن نیز در حوزه استحفاظی استان البرز قرار گرفته، عملا دست ما را برای اجرای پروژههای عمرانی و بیابانزدایی بسته و برای حل این معضل، پرونده اصلاح محدوده بایستی به سرعت به هیات دولت ارسال شود تا با تعیین تکلیف نهایی، مسیر برای اقدامات اجرایی آن هموار گردد.
وی، درختکاری در حاشیه کانونهای ریزگرد را یکی از مؤثرترین راههای جلوگیری از پیشروی بیابان دانست و تصریح کرد: براساس توافقات صورت گرفته، زمین مورد نیاز از سوی منابع ملی، تامین و نهالهای لازم نیز توسط مجموعه اداره کل اوقاف فراهم خواهد شد و انتقال پساب تصفیه شده و استفاده از روشهای نوین آبیاری، موازی با حذف کانالهای مزاحم، در دستور کار است تا پایداری این کمربند سبز تضمین شود.
هاشمی، منابع آبی اصلی تامین کننده تالاب را رودخانههای خررود، ابهررود و حاجیعرب اعلام کرد و گفت: متاسفانه علاوه بر اینکه تمامی این رودخانهها بدون هرگونه آورده آبی در کنار خشکسالیهای پیاپی که یک پدیده طبیعی است، ۲ عامل مخرب انسانی نیز به این بحران دامن زده، نخست چرای بیرویه شتر و شترداری غیرمجاز که پوشش گیاهی شورپسند منطقه را که تنها عامل تثبیت خاک است را از بین برده و دوم احداث یک زهکش و جاده خاکی مجاور تالاب که با مکش آبهای زیرزمینی و تبخیر شدید آن، عملا تعادل هیدرولوژیکی منطقه را برهم زده است.
تامین نیاز آبی از پساب تصفیه شده استاندارد
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان قزوین افزود: ما به دنبال استفاده از ظرفیت پساب تصفیهخانههای موجود در حوضه آبخیز برای حفظ رطوبت بستر خاک تالاب هستیم، تامین و رهاسازی حقابه؛ پیگیری برای تخصیص حقابه تالاب از رودخانههای اصلی منتهی به آن (در صورت جاری شدن آب)، استفاده از مالچهای طبیعی برای تثبیت بیابان و جلوگیری از فرسایش بادی که میتواند به حفظ تالاب کمک کند.
هاشمی تاکید کرد: گزارشهای کارشناسی نشان میدهد که مثلث "اصلاح مهندسی زهکش"، "تعیین تکلیف قانونی مساحت تالاب جهت آغاز درختکاری" و "تامین حقابه زیستمحیطی از طریق پسابهای صنعتی" تنها راه نجات دشت اللهآباد از وضعیت بحرانی فعلی است.
اصلاح مهندسی زهکش؛ اولین و حیاتیترین گام احیا
مدیرعامل شرکت آب منطقهای قزوین نیز در این رابطه با استناد به مطالعات علمی و دقیق دانشگاه تهران بر لزوم تغییر رویکرد ساختاری در منطقه، به خبرنگار ایرنا گفت: یافتههای دانشگاهی به وضوح نشان میدهند که مدیریت اصلاح عملکرد کانال و جاده زهکش، اولویت اول و حیاتی منطقه است، در کنار آن، مدیریت مصرف در حوزه کشاورزی و کنترل برداشتهای بیرویه از آبهای زیرزمینی دشت نیز بایستی به طور جدی پیگیری شود.
منصور ستوده با تشریح طرحهای میانمدت و کوتاهمدت برای مهار این کانون ریزگرد، تاکید کرد: حذف یا اصلاح موانع کانال زهکش و هدایت مجدد آب به بخشهای جنوبی تالاب باید همزمان با تامین پساب تصفیه شده شهرکهای صنعتی (بهویژه شهرک صنعتی البرز) برای مرطوبسازی دشت صورت گیرد، همچنین طرح جنگلکاری و بیابانزدایی با همکاری ادارهکل منابع طبیعی و اداره کل اوقاف در دستور کار قرار گیرد.
وی اضافه کرد: برآیند گزارشهای کارشناسی نشان میدهد که احیای دشت اللهآباد تنها با یک اقدام ممکن نیست، بلکه نیازمند همزمانی سه راهبرد کلیدی است که شامل اصلاح مهندسی زهکش، تعیین تکلیف قانونی محدوده تالاب برای آغاز درختکاری، و تامین حقابه زیستمحیطی از طریق پسابهای صنعتی بوده و بدون این سه ضلع، هر طرحی برای نجات این تالاب، نیمهتمام و کماثر خواهد ماند.
کلام آخر:
حجم بادی که از این دشت نیمهجان به سمت قزوین، البرز و پایتخت میوزد، آژیر خطر بزرگی را برای امنیت و سلامت شهروندان به صدا درآورده و اکنون باید دید آیا دستگاههای متولی در استانهای قزوین و البرز با همراهی نهادهای ملی میتوانند قفل تصمیمگیری برای تالاب اللهآباد را باز کنند یا غبار این تالابِ فراموش شده، همچنان آسمان سه استان کشور را تیره و تار نگاه خواهد داشت؟ تالاب اللهآباد امروز نه یک مساله محلی، که یک آزمون ملی برای مدیریت بحرانهای زیستمحیطی در کشور است.
اکنون تالاب اللهآباد در آستانه یک انتخاب تاریخی ایستاده است؛ انتخابی میان تداوم فرسایش، گسترش ریزگردها و تهدید سلامت مردم یا آغاز مسیری دشوار اما ممکن برای احیای آن، تالابی که روزی نفس دشت قزوین بود اما امروز خود به نفس نفس افتاده، این پرسش جدی پیش روی مسوولان مانده که آیا میتوان پیش از آنکه دیر شود قفل تصمیمگیری را برای نجات این پهنه باز کرد؟
شهر تالابی ایران لبی تر کرد
همزمان با آغاز فصل دروی برنج و پایان برداشت آب از آب بندان های این خطه از شمال ذخیره آبی در این آب خوان ها در مردادماه به پایین ترین حد ممکن خود می رسد اما این انفاق برای سال زراعی جاری به گونه ای رقم خورد که بارش های سیلابی اواخر تیرماه در مناطق بلادست جنگلی و جلگه ای زمینه ای برای ذخیره سازی آب باران در آب بندان های این شهرستان را فراهم کرد.
کنوانسیون بین المللی رامسر، بابل را بعد از بندر خمیر در بندرعباس به عنوان دومین شهر تالابی کشور معرفی کرد و در مردادماه سال گذشته گواهینامه شهر تالابی جهان در زیمباوه به شهردار وقت بابل تحویل شد.شهرستان بابل که دارای ۲۰۷ قطعه تالاب و آب بندان است برخی از تالاب های این شهرستان همانند تالاب لنگور ۷۰۰ هکتار وسعت دارد و این شهرستان بیشترین تالاب و آببندانهای استان را در خود جای داده است. همه این ظرفیت ها سبب شد که بابل با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست در سال ۲۰۲۴ عنوان جهانشهر تالابی را در کنوانسیون رامسر کسب کند.
در سال های اخیر این آب خوانهای ارزشمند در شمال کشور با چالش های جدی مواجهه شد تا جایی که کارشناسان ضمن هشدار به تهدیدهای موجود، آینده تالاب ها و آب بندانهای این شهرستان را در خطر جدی نابودی عنوان کردند.
تغییر کاربردی و ساخت و سازهای بی رویه در اطراف آب بندانها که در سالهای نه جندان دور میزبان خیل بزرگی از گله های پرندگان مهاجر از گونه های مختلف بود در شرایط فعلی این ساخت و سازها محیط امنیی که پرندگان مهاجر نیاز دارند را از آنها سلب و تالاب های این خطه از شمال کم رنگ از پرندگان مهاجر شد.
تغییر کاربری و پروش ماهی در آب بندان های بابل از جمله تهدیدهای دیگری است که ساختار طبیعی این آب خوان را تغییر داد و سرمایه گذاری بخش خصوصی اجازه رشد گیاهان مفید در این آب بندانها و فرود پرندگان مهاجر را نمی دهند چرا که این امر تهدیدی برای ماهیان پرورشی محسوب می شود.
در شرایط فعلی بزرگترین چالشی که آب بندان های شهرستان بابل را با تهدید جدی مواجه می کند گیاه تهاجمی سنبل آبی یا همان شیطان آبی است که گستره وسیعی از تالاب ۴۰ هکتاری روستای آغوزبن بابل را در تسخیر خود قرار داد و با وجود این که این آب بندان حدود چهار سالی به شکلی شدید درگیر این گیاه تهاجمی است تا کنون برای پاکسازی شیطان آبی اقدامی اثر بخش انجام نشد و این گیاه تهاحمی به سرعت در حال نفوذ به دیگر آب خوانهای این شهرستان قرار دارد.
ساخت آب بندان در شمال کشور سابقهای طولانی دارد این سازهها، حاصل تجربه جمعی مردمی است که در فصل کشت و کار، آب کافی در اختیار نداشته و برای رفع نیازهایشان به دنبال راه چاره بودند. آنها از سالها پیش چالهای حفر میکردند تا باران را در فصل بارش یکجا جمع کرده و در زمان کشت و کار از آن استفاده کنند.
این چالهها به مرور با دستکاریهای زیادی در تالابهای طبیعی به زیستگاههای مهم آبی جایگزین در شمال تبدیل شد؛ تا جایی که شهر بابل به خاطر همین دست سازهها، به شهر آببندان شهرت پیدا کرد. اما چندی است که حریم این تالابهای مصنوعی دستخوش تغییرات گسترده و بلندمرتبهسازی شده است.
حفظ حریم آببندانها، مهمترین دغدغه فعالان محیط زیست در این روزهای جنگی کشور است. در حالی که در تابلوهای منتهی به آببندان حیدرکلا شهر بابل حریم این مجموعه ۱۵۰متر اعلام میشود و فعالان محیط زیست دست کم حریمی ۵۰ متری، برای این اکوسیستمهای دست ساز بشر قائل هستند، ساخت ساختمانهای ۱۰ طبقه، دستکاری در بافت خاک و آسفالت محوطه منتهی به آببندانها و بسیاری اقدامات دیگر، نگرانیهایی را در میان فعالان محیط زیست ایجاد کرده است. جالب آنکه حفظ حریم این تالابها بر عهده جهاد کشاورزی است.
هرساله از اواسط شهریور تا اواسط زمستان تالاب و آببندان های مازندران میزبان گونههای مختلف پرندگان از نقاط سردسیر کشورهای حاشیه دریای خزر است که به امید یافتن مکان گرم و غذا به این مقصد عزم سفر می کنند.
بنا برآمار اداره حیات وحش محیط زیست مازندران بیشتر از ۷۰ گونه از پرندگان مهاجر بومی و غیر بومی به تالاب ها و آبگیرهای این استان کوچ زمستانی دارند.اکوسیستم های آبی غنی مازندران به دلیل بهره مندی از شرایط مطلوب، هر ساله با فرا رسیدن فصل سرما زیستگاهی امن و گسترده برای حضور و زمستان گذرانی پرندگان مهاجری است که پس از سپری کردن مسافت های طولانی در این زیستگاه ها فرود آمده اند.
تالاب ها و آب بندانها مازندران یکی از زیباترین جاذبه های طبیعی این استان هستند که با ظرفیت قابل توجه اکوسیستمی در این استان علاوه بر اینکه زیبنده جلوه های گردشگری به شمار می روند، با توجه به شرایط مناسب زیست، هر ساله با شروع فصل سرما مامنی دلپذیر برای پرندگان مهاجر به شمار می روند و با آغوشی باز پذیرای جمعیت ده ها هزار قطعه ای از پرندگان هستند.پرندگان مهاجر نیز علاوه بر جذابیتی که از مبحث پرنده نگری برای زیستگاه های آبی ایجاد می کنند در حقیقت راویان غنای زیستی منابع آبی هستند که در کنار این زیستگاه ها آرام گرفته و پس از مدتی به مسیر خود ادامه می دهند.
غازها، فلامینگوها، آبچلیکها، باکلانها و حواصیلها از جمله پرندگان مهاجری هستند که برای در امان ماندن از گزند سرمای فصول سردسال به تالاب ها و آب بندان های مازندران می آیند و چند ماه را در این خطه از شمال کشور سپری می کنند
.
میل و گرایش این پرندگان برای آمدن به استان تحت الشعاع شرایط فضای منطقه ای دارد که قرار است در آن فرود بیایند از جمله مهمترین آنها میزان آبگیری تالاب ها و آبگیرهایی همچون ساهون، لپو و پلنگان، ولشت، استخرپشت، گلپل، خضر نبی، شورمست، دریوک، سراندون و بالندون، گز و کندوچال است.
مازندران علاوه برتالاب بین المللی میانکاله و ۲ تالاب فریدونکنار و کیاسر، ۹۱۵ قطعه آب بندان به مساحت حدود ۱۸ هزار هکتار دارد و مناسب ترین زیستگاه برای پرندگان مهاجر محسوب می شوند. بیشتر پرندگان مهاجر برای زمستان گذرانی روزهای سردسال را در تالاب میانکاله بهشهر سپری میکنند.
