«غفور اسکندری سخندری» ازجمله شوریدگان وادی و طریق معرفت است که روح ناآرام و کمالخواه و دل بیقرارش همیشه در پی خلق آثار هنری بوده است. او که هیچگاه دست از طلب برنداشته و پیوسته در شکوفایی و طرب بوده است، گاهی نکاتی ظریف و باریکتر از مو در خط نستعلیق میبیند و آن را در نهایت اخلاص به هنرجویان و دوستداران خط پیشکش میکند، گاهی بهصورت خاص رد قلم میرزای کلهر، میرزا غلامرضا، میرحسین ترک و میرزا کاظم را میگیرد و گاهی نیز دل به زیبایی خطوط میرعماد میبازد و به عشق آن مینازد.
اسکندری چند سالی به خط شکسته روی آورد و تلاش بسیار کرد تا ارتباط عمیق خط شکسته و تعلیق را بهخوبی دریابد و در این فاصله توانست بیش از ده مقام برتر و برگزیده خط شکسته در سطوح ملی و منطقهای را از آن خود کند و شاگردان موفقی را به جامعه خوشنویسی بشناساند.
حالا قصه به گونه دیگری اســـــــت و گویی که اسکندری عشق ازلی یافته که دل و جان به او باختــــــه است.
آنچه در پی میآید حاصل گفتوگو با «غفور اسکندری سخندری» خوشنویس خط تعلیق معاصر است که به شیوهای خاص و در قالب نظم به پرسشهای مطرحشده، پاسخ گفته است.
