۱۴۰۵/۰۱/۰۱

به گزارش روزپلاس، با آغاز تجاوز به خاک ایران، یکی از خطوط اصلی طراحی آمریکا این بود که فشار نظامی را با فشار راهبردی در محیط دریایی پیوند بزند و از تنگه هرمز بهعنوان صحنهای برای نمایش برتری، تحمیل اراده و مهار واکنش ایران استفاده کند اما خیلی زود روشن شد که این محاسبه، برآوردی سادهانگارانه از واقعیت میدان بوده است.
تنگه هرمز نه یک آبراه عادی، بلکه محیطی پیچیده، حساس و بهشدت سیاسی-امنیتی است که هر اقدام در آن میتواند پیامدهایی فراتر از سطح نظامی پیدا کند. به همین دلیل، آنچه در نگاه اول بهعنوان ابزار فشار علیه ایران طراحی شده بود، بهتدریج خود به یکی از نقاط بروز دشواریهای آمریکا در مدیریت بحران تبدیل شد.
در مقابل، ایران با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیکی، اشراف راهبردی و درک دقیق از وزن هرمز در معادلات منطقهای و جهانی، این صحنه را صرفاً از زاویه تهدید بررسی نکرد، بلکه آن را در چارچوب بازدارندگی، مدیریت تنش و دفاع از منافع ملی فهم و اداره کرد. اهمیت تنگه هرمز دقیقاً از همینجا ناشی میشود؛ جایی که امنیت ملی ایران، امنیت انرژی جهان و رقابت قدرتها به هم گره میخورند.
