
نخستین آسیب در شهرسازی، «بحران هویت» و یکسانسازی اجباری فضاهاست.شهرسازی سنتی، که بر پایه اقلیم،مذهب و فرهنگ شکل گرفته بود،در تندباد مدرنیزاسیون سطحی،جای خود را به الگوی بی روح وارداتی داد.
به گزارش خبرنگار مهر،شهر، تنها کانونِ استقرار جمعیت یا مرکزِ فعالیتهای اقتصادی نیست؛ شهر در لایهی عمیقتر، «ظرفِ تجلیِ تمدن» و آینهای است که کیفیتِ حکمرانی، اولویتهای فرهنگی و روحیاتِ جمعیِ یک ملت را بازتاب میدهد. در دهههای اخیر، فرآیندِ شتابانِ شهرنشینی در جوامعِ در حال توسعه، به جای آنکه فرصتی برای ارتقای کیفیتِ زندگی باشد، به دلیلِ غلبهی «سوداگریِ زمین» و مدیریتِ نامتوازن، منجر به شکلگیری کلانشهرهایی شده است که در آنها انسان در میانِ غولهتیم، باید بدانیم که کالبدِ شهر، معلمِ صامتِ جامعه است. شهری که در آن عدالت جاری باشد، شهروندی عادل تربیت میکند و شهری که در آن زیبایی و نظم حاکم باشد، ذائقه هنری و انضباطِ اجتماعی را ارتقا میدهد. نوسازیِ ایران از نوسازیِ محلاتِ ما آغاز میشود؛ جایی که همسایه به همسایه اعتماد کند و فضایِ عمومی، مجالی برایِ شکوفاییِ استعدادها و تعاملِ افکار باشد. گذر از شهرسازیِ سوداگرانه به سمتِ شهرهایِ انسانمحور، نه تنها یک ضرورتِ فنی، بلکه یک «جهادِ تمدنی» است تا زندگی را در این سرزمینِ کهن، با کیفیت، باهویت و باکرامت سازیم. آیندهی ما در لابلایِ کوچهها و خیابانهایی ساخته میشود که امروز طراحی میکنیم؛ باشد که این فضاها، مهدِ پرورش نسلی سربلند و آگاه باشند.
