
گروه اندیشه: دکتر محمدرضا تاجیک، استاد دانشگاه و نظریهپرداز، در یادداشتی با عنوان «بازی اولتیماتوم و دیکتاتور» که برای انتشار در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، دربارهی مواجههی دونالد ترامپ نوشته است:
یک
در مطالعهای، گروهی از داوطلبان وادار به احساس انزجار، ناراحتی، خشم، ترس، خوشحالی، غافلگیری یا حس خنثی شدند و به «بازی اولتیماتوم» دعوت شدند. در این بازی به بازیکنِ اول مقداری پول داده میشود و از او میپرسند، چطور میخواهد آن را بین خودش و طرف مقابل تقسیم کند. سپس، بازیکن دوم تصمیم میگیرد که این تقسیم را بپذیرد یا خیر. اگر بپذیرد پول براساس پیشنهاد بازیکن اول تقسیم میشود. در غیر این صورت هیچ پولی به بازیکنان تعلق نمیگیرد.
بازی اولتیماتوم، غالباً بهعنوان آزمایشی برای درک شما از انصاف است، به این وسیله که نشان میدهد شما انتظار سهمی نصفنصف دارید یا ترجیح میدهید هرکس سهم خودش را داشته باشد. جالب آن است که هرچه احساساتِ منفی بیشتر شود، طرف دوم بازی کمتر به پذیرش تقسیم بازیکن اول تن میدهد. این مسئله ممکن است دال بی (همچون برخی کشورهای عربی)، دو دیگر، راه به «نام» آغشته، اگرچه با قمار بر سر زندگی. سومین راه، یعنی راه نیمش نام و نیمش ننگ (یا همان بازی با حاصلجمع غیر صفر)، اگرچه عقلایی بهنظر میرسد، لکن تقریبا هیچگاه (جز در مواردی که با مقاومتِ غیرقابل مقاومت مواجه میشود) مورد اقبال و پذیرش دیکتاتور دیوانه نیست.
دیکتاتور دیوانه، به حکم طبیعت پاتریمونیالیستی خود، تمامیتطلب است و هر قدرتی را در طول، و نه در عرض خویش میخواهد. به بیان دیگر، هر قدرت را اختهشده و تابع و منقاد نظم نمادین خود اراده میکند. بنابراین، در این روابط نامتقارن نیروها، تنها همان دو راه نخست پیداست. ایرانِ امروز، بر ره دوم شده است. این ره، ره آن مردمانی است که: بسان آن بشکوه سردار، مرگ جاویدان را، به رقصی عاشقانه، در واپسین شب جهان، میخوانند. شاید، دیکتاتورهای دیوانه، به یاد بسپارند، هنرِ مردن، همان هنر زیستن است.
۲۱۶۲۱۶
