متاسفانه اقرارنامه خوبی بود

مهدی محمدی کلاسر *

من که همیشه از این عددهای سرگردان، سرگیجه می‌گیرم. بماند که پیش از اینها به قول علامه جعفری، این آقایان اعدادشان که نه، اعشارشان مرا کشته است.
 
گاهی با خود می‌گویم آن‌هایی که پشت میزهای تصمیم‌گیری لم داده‌اند، در برجی از عاج نشسته‌اند که نه بوی نان خشکِ شب‌های کارگری به مشامشان می‌رسد، نه صدای حزین خانواده‌ای کارمندی که با یک وعده غذای ساده، حساب کتاب می‌کنند.
 
اما گاه گاهی، مخصوصاً آنجا که دم‌دمه‌های انتخاباتی باشد، یا زمانی که حرفی چندبعدی را به یک بُعد تقلیل داده و به زبان بیاورند و آن ابعاد دیگر، در پیش چشم مخاطب، خود را بنمایاند، می‌گویم نه، پس از حال و روز مردمانِ دلخسته و معیشتِ بن‌بست نشینان، خبر دارند اما چرا کاری نمی‌کنند؟
 
آقای میدری، وزیر محترم کار و رفاه ما، در ورای مصوبه و ابلاغیه جدید یارانه‌ای، چیزی مثل راز نهفته است که افشا شدنش، دردناک‌تر می‌کند داستان را. انگار اقرارنامه‌ای در پس خود دارد. اقرار به این که می‌دانیم و نمی‌خواهیم. خبر داریم و کاری نمی‌کنیم. مخصوص این دولت هم نیست. همیشه همین بوده است. 
 
توجه بفرمایید؛ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (که در هر سه عرصه حال و روزمان روشن است) اعلام کرده که در سال ۱۴۰۴، حداقل حقوق ماهانه ۱۰ میلیون تومان است. اما شرط قطع یارانه را این‌گونه گذاشته‌اند:
تک‌نفره: اگر ۳۰ میلیون تومان درآمد داری، یارانه‌ات قطع می‌شود!
دو نفره: ۳۷.۵ میلیون تومان!
سه نفره: ۴۵ میلیون تومان!
چهار نفره: ۵۲.۵ میلیون تومان!
پنج نفره: ۶۰ میلیون تومان!
 

 
«پایانِ تلخ‌تر از داستان!»
اینها را اگر می‌دانید، پس فقط می‌ماند اراده حل کردنش که احتمالاً همان گزینه را میل ندارید. لااقل وانمود کنید که خبر از حال مردم ندارید، —این دردش کمتر از آن است که بدانیم می‌دانید و کاری نمی‌کنید. بدانید و بی‌تفاوت باشید! اولی، نهایتاً بی‌خبری است، اما با دومی، دیگر به یک «مجرمِ با‌سابقه» تبدیل می‌شوید.
 
اگر استدلالی پشت این تصمیمات است—که حتماً هست!—لطفاً دو خط توضیح هم برای مردم بنویسید. شاید ما هم—مثل شما—به «معجزه‌ی اعداد» ایمان بیاوریم!
* دبیر اجتماعی تابناک
مهدی محمدی کلاسر 
 

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *