طرح پرسش از بنیانهای معرفتی روشنفکران ایرانی در حوزههای مختلف فکری و نوع کنشگری آنان در عرصه فکر و عمل از زمان جنبش مشروطه تا شکلگیری و پیروزی انقلاب اسلامی را میتوان در آثار متفاوتی مشاهده کرد. کتابهایی که طی دو دهه اخیر منتشر شده و با استقبال از سوی جامعه کتابخوان کشور روبرو شدهاند. (روشنفکران ایران در قرن بیستم، علی قیصری؛ اسلام نواندیش در ایران، محسن آلغفور؛ روشنفکران ایرانی و غرب، مهرزاد بروجردی؛ تاملی در مدرنیته ایرانی، علی میرسپاسی)
به صورت کلی میتوان کتابهای منتشر شده در حوزه بازخوانی اندیشه روشنفکران ایرانی را به دو بخش عمده تقسیمبندی کرد: آثاری که از چهارچوب نظری بهره میبرند و تحقیقاتی که با چیدمان اطلاعات گسترده ولی بدون انتخاب یک نظریه، جمعآوری و منتشر شدهاند. کتابهایی که با نگاه کلی انتشار یافتند بعضا با اشارهای کوتاه از بنیانهای معرفتی روشنفکران ایرانی عبور میکنند، در نهایت خواننده با بخشهایی از اندیشه روشنفکران ایرانی آشنایی مییابد، ولی اینکه بنیان معرفتی این روشنفکران به کدامین اندیشه مرتبط و وامدار چه فلسفه سیاسی است، در این گونه آثار نامشخص است. در مقام مقایسه، تحقیقاتی که از یک چهارچوب نظری برای ارائه تحلیل استفاده میکنند، خواننده با نمایی از کنش فکری روشنفکران روبهروست، کنشی که براساس همان نظریه مورد بازخوانی قرار میگیرد. کتاب «روشنفکران ایرانی و سنت» در دسته آثاری قرار میگیرد که از یک چهارچوب نظری برای تحلیل اندیشه روشنفکران بهره میبرد. این موضوع را میتوان در بخش شناسنامه بهتر متوجه شد: این اثر، رساله دکتری مولف در رشته علوم سیاسی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است؛ بنابراین ما با رسالهای دانشگاهی روبهرو هستیم، کتابی که از فرضیه، سوال اصلی و وسوالات فرعی و چهارچوب نظری شکل گرفته است.
