ماجرای قول پنهانی مصدق به جامعه بهائيان؛ «دولت من نظر سوئي عليه بهائيان ندارد!»/ مصدق در مجلس: يك پيرمرد نوراني به خواب من آمد و گفت برو نفت را ملي كن!/ رگ گردن مسلمانی آقای نخست‌وزیر را باید باور کرد یا بهایی‌دوستی وی؟

دکتر مصدق بعد از تمام شدن صحبت من به گونه تمسخرآمیزی، قاه قاه و با صدای بلند خندید. گفت: «آقای فلسفی از نظر من مسلمان و بهایی فرقی ندارند؛ همه از یک ملت و ایرانی هستند!». این پاسخ برای من بسیار شگفت‌آور بود؛ زیرا اگر سؤال می‌کرد فرق بین بهایی و مسلمان چیست؟ برای او توضیح می‌دادم، اما با آن خنده تمسخرآمیز و موهن دیگر جایی برای صحبت کردن و توضیح دادن باقی نماند.
شنبه 7 بهمن 1396 12:48 ساعت

دکتر مصدق بعد از تمام شدن صحبت من به گونه تمسخرآمیزی،  قاه قاه و با صدای بلند خندید. گفت: «آقای فلسفی از نظر من مسلمان و بهایی فرقی ندارند؛ همه از یک ملت و ایرانی هستند!». این پاسخ برای من بسیار شگفت‌آور بود؛ زیرا اگر سؤال می‌کرد فرق بین بهایی و مسلمان چیست؟ برای او توضیح می‌دادم، اما با آن خنده تمسخرآمیز و موهن دیگر جایی برای صحبت کردن و توضیح دادن باقی نماند.

دکتر مصدق بعد از تمام شدن صحبت من به گونه تمسخرآمیزی، قاه قاه و با صدای بلند خندید. گفت: «آقای فلسفی از نظر من مسلمان و بهایی فرقی ندارند؛ همه از یک ملت و ایرانی هستند!». این پاسخ برای من بسیار شگفت‌آور بود؛ زیرا اگر سؤال می‌کرد فرق بین بهایی و مسلمان چیست؟ برای او توضیح می‌دادم، اما با آن خنده تمسخرآمیز و موهن دیگر جایی برای صحبت کردن و توضیح دادن باقی نماند.
گروه تاریخ رجانیوز – احمدرضا صدري: سفر دكتر محمدمصدق به آمريكا، از سرفصل‌های شاخص اولين دوره از نخست‌وزيري اوست. تاريخ‌نگاران معمولاً اين سفر را به دليل ايراد سخنراني 18 مهر 1330مصدق در شوراي امنيت، داراي اهميت قلمداد مي‌كنند. در اين مقال اما، نگاه ما به رويدادي است كه عمدتاً از سوي تاريخ پژوهان يا علاقمندان مورد غفلت يا تغافل قرار گرفته و آن ملاقات دكتر مصدق در26 مهرماه 1330 با نمايندگان محفل بهائيان آمريكا، در سالروز ميلاد سيدعلي محمدباب در شيراز است. گزارش اين ديدار به‌رغم اصرار مصدق بر مخفي ماندن آن، در «بي‌گناهان» تأليف محمدتقي افنان صص 215 تا 218به چاپ رسيد و اخيراً بهرام چوبينه نيز آن را در «دكتر محمد مصدق و بهائيان» صص44تا50 آورده است.
مصدق در اين ديدار، از آنچه رفتار خلاف قانون با بهائيان مي‌خواند، ابراز تأسف و در اظهار نظري شگفت‌انگيز، اينگونه قضايا را به رهبران مذهبي كه تحت تأثير كمونيست‌ها هستند، منتسب مي‌كند! و نهايتاً قول مي‌دهد كه تا آنجا كه مي‌تواند، از كمك به بهائيان دريغ نكند. او در پايان اين ديدار از نمايندگان محفل بهائيان آمريكا مي‌خواهد كه بر كاغذ مارك‌دار محفل خويش، به او شكوائيه‌اي بنويسند تا وي در بازگشت به ايران، پيگير مفاد آن شود. مصدق دراين ديدار اصرار دارد كه قول پنهاني او به اين افراد، مكتوم بماند وگرنه او نخواهد توانست به نفع آنان كاري انجام دهد.

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *