ماجرای قول پنهانی مصدق به جامعه بهائيان؛ «دولت من نظر سوئي عليه بهائيان ندارد!»/ مصدق در مجلس: يك پيرمرد نوراني به خواب من آمد و گفت برو نفت را ملي كن!/ رگ گردن مسلمانی آقای نخستوزیر را باید باور کرد یا بهاییدوستی وی؟
دکتر مصدق بعد از تمام شدن صحبت من به گونه تمسخرآمیزی، قاه قاه و با صدای بلند خندید. گفت: «آقای فلسفی از نظر من مسلمان و بهایی فرقی ندارند؛ همه از یک ملت و ایرانی هستند!». این پاسخ برای من بسیار شگفتآور بود؛ زیرا اگر سؤال میکرد فرق بین بهایی و مسلمان چیست؟ برای او توضیح میدادم، اما با آن خنده تمسخرآمیز و موهن دیگر جایی برای صحبت کردن و توضیح دادن باقی نماند.
