لبخند تو را دیرزمانی است ندیدم

شما را نمی‌دانم؛ ولی آدم‌های شهر برایم همیشه غریبه بودند؛ آن‌هم نه غریبه‌ای که با سلام‌علیکی به آشنا تبدیل شوند؛ بلکه از آن‌ها که بهشان می‌گویند: «هفت‌پُشت غریبه! »هیچ ارتباطی با هیچ‌کدامشان نمی‌گرفتم؛ جز به حکم ضرورت یا برطرف‌شدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا … .

شما را نمی‌دانم؛ ولی آدم‌های شهر برایم همیشه غریبه بودند؛ آن‌هم نه غریبه‌ای که با سلام‌علیکی به آشنا تبدیل شوند؛ بلکه از آن‌ها که بهشان می‌گویند: «هفت‌پُشت غریبه! »هیچ ارتباطی با هیچ‌کدامشان نمی‌گرفتم؛ جز به حکم ضرورت یا برطرف‌شدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا … .

لبخند تو را دیرزمانی است ندیدم

به گزارش اصفهان زیبا؛ شما را نمی‌دانم؛ ولی آدم‌های شهر برایم همیشه غریبه بودند؛ آن‌هم نه غریبه‌ای که با سلام‌علیکی به آشنا تبدیل شوند؛ بلکه از آن‌ها که بهشان می‌گویند: «هفت‌پُشت غریبه! »هیچ ارتباطی با هیچ‌کدامشان نمی‌گرفتم؛ جز به حکم ضرورت یا برطرف‌شدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا … .

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *