سرسبزیهای توی اردوگاه که با ترکش بمب شخم خورد، امید من و یحیی هم دود شد رفت توی آسمان. مثل همان دودی که از خانه امداوود بلند شد. وقتی بمب را انداختند صاف وسط خانهشان. رفت تا خود آسمان.
به گزارش اصفهان زیبا؛ صبح آن روز که چشمهایم را باز کردم، یحیی ایستاده بود بالای سرم:
