این تفکـرنکردن ممکــن اســت دلایل متعــددی داشتــه بــاشـــد؛ اما معمـــولا شـایعتـــرین دلیــل ایــن اســـت کـــه معتقدیم برخی از این اتفافات علت خاصی ندارند یا آن را به شانس نسبت میدهیم. برای مثال، اگر روزی برای رسیدن به محل کار خود عجله داریم و در مسیر، چرخ خودروی ما پنچر میشود، آیا علت خاصی دارد؟ چرا در روزهای دیگر که عجله نداشتیم، این اتفاق نیفتاد؟ یا اگر یک روز در مسیر پیادهروی بهناگاه پیشانی ما به شاخه درخت گیر کند و زخم شود، آیا علت خاصی دارد؟ آیا صرفا بهدلیل بیمبالاتی ما این اتفاق افتاده است؟ یعنی اگر بیشتر دقت میکردیم، این اتفاق نمیافتاد؟ در واقع، آیا میتوان در هر اتفاقی که در زندگی روزمره روی میدهد، این سؤال اساسی را از خود بپرسیم که چرا اینگونه شد؟
قوانین حاکم بر هستی
برچسبها
# «سرمایه اجتماعی بنیادین» در ایران هنوز پابرجاست# اصفهان زیبا# اصفهاندوستِ شیرازی# با کسی تعارف نداریم!# باید جنگ را باور کنیم# پیشگامیِ اصفهانیها در عرصه نیکوکاری# تأکید بر «زندگی» چه معنایی دارد؟# تلاش کردهایم از ظرفیت فعالان خارج از سازمان استفاده کنیم# چهارباغ پیوست فرهنگی متناسب با اصفهان ندارد# در شهرداری و حوزه هنری رویکرد مشخصی برای تئاتر وجود ندارد# گردشگری معدنی نوپا اما ثروتزا# مالکیت آب باید به مردم بازگردد# مسیر دشوار منتهی به زندگی# هستههای هنری در مسیر ریشهشدن!# هنرمند باید بتواند با دست خالی هم بجنگد!# هویت مشترک ما ایرانی ها# وظیفه ما تأمین ارتباط است نه تأمین برق!# ولنگاری فرهنگی نتیجه جزیرهای شدن نهادهای فرهنگی است
