در فیلم «خداحافظ سینما» طالب پسر نوجوانی که عاشق سینما و بازیگری است، به هر دری می زند تا بتواند به مطلوب خود دست یابد. او در این مسیر با مشکلات مختلفی مواجه میشود و گاهی باید با ترسها و نگرانیهایش روبهرو شود تا مشکل را حل کرده یا راه جدیدی برای رفتن به سمت هدف خود پیدا کند.
چه چیزی میتواند اشتیاق برای رسیدن به هدف را ایجاد کند؟
در اینجا شاید لازم است به علت رفتار بپردازیم. اینکه چرا شخص رفتاری را آغاز میکند، آن را ادامه میدهد و به پایان میرساند.رفتارهای انسان به «انگیزه» بستگی دارد. فرآیندهای انگیزشی جهت و شدت رفتارهای هدفمند را تعیین میکنند.انگیزش فرآیندی پویاست و نه ایستا. خیلی از انگیزهها (و نه همه آنها) از یک فرایند چهار مرحلهای «پیش بینی، برانگیختگی، عملرفتاری و پیامد» پیروی میکنند. در هنگام پیشبینی، فرد انتظار پیدایی انگیزه را دارد. ویژگی آن وجودِ یک حالت محرومیت و تمایل به هدف است. در مدت برانگیختگی، محرک درونی یا بیرونی انگیزه را تحریک کرده و به رفتار جهت میدهد. در مدت عمل رفتاری، فرد برای نزدیکشدن یا دور شدن از شیء هدف انگیز، به رفتار هدفگرا میپردازد. در مدت پیامد، فرد پیامدهای سیری یا اشباع انگیزه (فروکشی انگیختگی) را تجربه میکند.انگیزش یا خودگردان است یا محیطی. هنگامی که رفتار توسط نیروهای درونی (نظیر خستگی، کنجکاوی و…) برانگیخته شده باشد، خودگردان است. در مقابل، زمانی که رفتار توسط نیروهای بیرونی (نظیر پول یا جایزه و…) برانگیخته میشود، به صورت محیطی است.
طالب برای رفتن به سمت خواستهاش انگیزهای درونی داشت، به همین جهت در حل موانع پیش رو سعی و تلاش میکرد. انگیزههای بیرونی مثل تشویق و جایزه اگر زیاد استفاده شوند، پس از مدتی خودشان تبدیل به هدف میشوند و نمیتوانند برای طولانیمدت فرد را در مسیر اهدافش نگه دارند.
