قبرستان وادی‌السلام قم نماز نیمه شب بر پیکر رهبر فدائیان اسلام

به رغم پاره‌ای فضا‌سازی‌ها و واژگونه نمایی‌های تاریخی، جمعیت فدائیان اسلام مورد حمایت بسا مراجع، علما و مدرسین حوزه علمیه قم قرار داشت. آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی در عداد اَعلامی بود که با آنان همکاری می‌کرد و سال‌ها بعد و با دلالت وی، پیکر شهید سید مجتبی نواب صفوی از تهران به قم منتقل شد و پس از اقامه نماز از سوی آن مرجع بزرگ در نیمه شب، مخفیانه در قبرستان وادی السلام این شهر مدفون شد

به رغم پاره‌ای فضا‌سازی‌ها و واژگونه نمایی‌های تاریخی، جمعیت فدائیان اسلام مورد حمایت بسا مراجع، علما و مدرسین حوزه علمیه قم قرار داشت. آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی در عداد اَعلامی بود که با آنان همکاری می‌کرد و سال‌ها بعد و با دلالت وی، پیکر شهید سید مجتبی نواب صفوی از تهران به قم منتقل شد و پس از اقامه نماز از سوی آن مرجع بزرگ در نیمه شب، مخفیانه در قبرستان وادی السلام این شهر مدفون شد

جوان آنلاین: روز‌های اکنون، تداعی‌گر سالروز ارتحال مرجع فقید شیعه، زنده‌یاد آیت‌الله‌العظمی سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی است. از این روی و در تبیین سیره سیاسی آن بزرگ، بخش‌هایی از خاطرات فرزند فرزانه‌اش حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سیدمحمود مرعشی نجفی در این باره را به بازخوانی نشسته‌ایم. امید آنکه تاریخ‌پژوهان و علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

حساسیت بر غارت منابع علمی شیعه

نزد بسا مردم کشورمان، عالَم تشیع و جهان اسلام، نام زنده‌یاد آیت‌الله‌العظمی سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی تداعی‌گر کتابخانه بی‌بدیلی است که در شهر قم پایه‌گذاری کرده است. با این همه باید دانست که حساسیت آن بزرگ بر تجمیع میراث علمی شیعی- اسلامی و جلوگیری از غارت آن از سوی عوامل استعمار به دوران طلبگی وی بازمی‌گردد. مقطعی که وی به همین دلیل با کنسول انگلستان در نجف درافتاد و شبی را در زندان به صبح رساند. حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سیدمحمود مرعشی نجفی در اینباره روایت کرده است:

«یک بار ایشان در نجف از بازار می‌گذشتند که می‌بینند پیرزن تخم‌مرغ‌فروشی یک کتاب خطی را هم در کنارش گذاشته است و می‌خواهد آن را بفروشد. کتاب ریاض‌العلما و کتاب مهمی هم بود و تا آن زمان، چاپ نشده بود. آن خانم قیمتی را برای کتاب می‌گوید که مرحوم ابوی نداشتند. کنسول انگلیس در نجف به شدت دنبال گردآوری نسخ خطی بود و می‌دانست که ابوی ما هم دنبال این آثار هستند. او هم از وجود این کتاب، خبردار می‌شود و به پیرزن می‌گوید این آقا هر قیمتی که به تو داد، من دو برابر بیشتر می‌دهم! مرحوم ابوی به آن خانم می‌گویند باشد، من همین مبلغ را تهیه می‌کنم و می‌آورم و اگر لازم است چیزی را هم گرو بگذارم، می‌گذارم! بعد در دل دعا می‌کنند یا امیرالمؤمنین (ع)! من برای اینکه این نسخه‌ها به دست اجانب نیفتند، آنها را می‌خرم، خودتان کمک کنید! پیرزن به کنسول می‌گوید این کتاب را به این سید می‌دهم و به تو نمی‌دهم! خلاصه مرحوم ابوی نسخه خطی را می‌گیرند. شب در حجره‌شان بودند که شرطه‌ای می‌آید و می‌گوید از شما شکایت شده است! معلوم می‌شود که کنسول انگلیس این ماجرا را درست کرده است. به‌هرحال، مرحوم ابوی را به زندان می‌برند. فردای آن روز، مرحوم شیخ‌الشریعه اصفهانی مرجع بزرگ نجف، ابوی را از زندان بیرون می‌آورند به این شرط که ایشان نسخه خطی را برگردانند. ایشان می‌گویند من شرعاً نمی‌توانم کتاب را به انگلیسی‌ها بدهم و آن را به شیخ‌الشریعه می‌دهند تا خودشان تصمیم بگیرند. در مدت محدودی که کتاب نزد شیخ‌الشریعه بود، حدود ۱۵ نفر، کتاب را بین خود تقسیم و رونویسی می‌کنند.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *