بازتابی از بحران اسکورسیزی در دهه ۸۰
وقتی نام مارتین اسکورسیزی به میان میآید، معمولا ذهنها سراغ فیلمهایی میرود که بهشدت تحسینشدهاند و اغلب در فهرست بهترینهای تاریخ سینما قرار گرفتهاند: راننده تاکسی (Taxi Driver)، گاو خشمگین (Raging Bull) یا رفقای خوب (Goodfellas). آثاری که نهتنها دوران کاری او را تعریف کردند، بلکه جایگاهش را بهعنوان یکی از برجستهترین و بانفوذترین کارگردانان تاریخ سینما تثبیت نمودند. اما چیزی که کمتر به ذهن خطور میکند وقتی کسی میگوید «یک فیلم کاملا اسکورسیزی»، جواهری به نام بعد از ساعات کاری (After Hours) است؛ فیلمی محصول ۱۹۸۵ که ترکیبی غیرمنتظره از کمدی اسلپاستیک و نوآر دارد. اسکورسیزی برای همین اثر در جشنواره کن جایزه بهترین کارگردانی را برد و فیلم در گذر زمان تبدیل به یک کالت کلاسیک شد؛ جایگاهی که هر سال پررنگتر میشود.
آنچه حتی کمتر شناخته شده، این است که داستان پشت صحنه ساخت این کمدی سیاه، در واقع بازتابی مستقیم از همان تم کافکایی است که فیلم به آن میپردازد. یا شاید برعکس؛ شاید خود فیلم بازتابی از سرگذشت شخصی اسکورسیزی است.
