فیلم‌سازانی که تصمیم گرفته‌اند «قصه» بگویند، اما نمی‌توانند!/نقد «سوره‌سینما» بر فیلم «ارغوان»-۱

فیلم «قصه‌گو» است، به این معنا که «می‌خواهد» قصه بگوید. اما هیچ قصه‌ای را به درستی تعریف نمی‌کند. از یکی به دیگری می‌پرد بدون این‌که از قبلی نتیجه گرفته باشد یا بخواهد بگیرد.

فیلم «قصه‌گو» است، به این معنا که «می‌خواهد» قصه بگوید. اما هیچ قصه‌ای را به درستی تعریف نمی‌کند. از یکی به دیگری می‌پرد بدون این‌که از قبلی نتیجه گرفته باشد یا بخواهد بگیرد.

سوره‌سینما – حسین ساعی‌منش: شاید اولین نکته‌ای که در مواجهه با «ارغوان»- برای مخاطبان کارهای پیشین علیمحمدی و بنکدار- جلب توجه ‌کند، قصه‌گو بودن آن نسبت به «شبانه روز» باشد. این‌که این‌بار کارگردان‌ها تنها به گرفتن قاب‌های شکیل و تصاویر زیبا-و البته بی‌هدف و بی‌کارکرد- اکتفا نکرده‌اند و سعی کرده‌اند به سراغ روابط بروند، شخصیت‌های اصلی و فرعی بسازند و نسبتشان را با هم مشخص کنند و به این ترتیب داستان تعریف کنند.

ترسیم رابطه بین پدر ارغوان و معلم ویولنسل او که به آرامی شکل می‌گیرد و نمایش تاثیری که روی روابط خانوادگی آن‌ها می‌گذارد، چیزی نبود که از کارگردان‌های «شبانه‌روز» انتظار داشته باشیم؛ هم‌چنین نمایش موازی قصه‌ی آوا(که البته در ابتدا نمی‌دانیم آواست و فکر می‌کنیم بزرگسالی ارغوان است) که تولید جذابیت می‌کند و مخاطب را وامی‌دارد که فیلم را تا رسیدن این دو قصه به یکدیگر، پی بگیرد. بنابراین اگر روایت‌های موازی «شبانه‌روز» را به یاد بیاوریم که هیچ کششی نداشتند، در مواجهه و مقایسه با فیلم قبلی، «ارغوان» تفاوت‌های اساسی دارد. اما سوال مهمی که در این مورد مطرح می‌شود این است که آیا صرف قصه‌گو بودن یک فیلم، می‌تواند موفقیت آن را تضمین کند؟

منبع  : سوره سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *