کرونا دژخیمی است که بر فوتبال سایه انداخته است. دو سال از زمان همهگیری این ویروس شوم در سراسر جهان گذشته و در این مدت آسیبهای بسیار زیادی را بر پیکر زندگی بشر وارد کرده است. ازدستدادن عزیزانمان و بسیاری از هموطنان خود را در این مدت دیدهایم که این تنها بخشی از آثار روانی کرونا بوده است.
علاوه بر ضررهای جسمانی و روانی این بیماری، شاهد فروپاشی اقتصادی در بسیاری از نقاط جهان و صنعتها بودهایم. فوتبال نیز از این آشوب برحذر نبوده و بهشدت آسیب دیده است. لغو قراردادهای تبلیغاتی، کاهش حق پخش، مسائل اسپانسری و هزاران منبع درآمدی که باشگاهها در زمان روال عادی زندگی از آنها سود میبردند، با مانع روبهرو شده است. این مشکلات بهمرور در حال برطرفشدن بود و به نظر میرسید که زندگی به سبک و سابق خود بازخواهد گشت؛ اما شیوع دوباره کرونا به وسیله سویه امیکرون باعث شد قلعه زیبایی که در حال ساختهشدن بود، دوباره فروریخته و ویران شود. شیوع بسیار سریع و خطرناک این سویه از ویروس کرونا باعث شد که دوباره جهان تحت تأثیر قرار بگیرد و تعداد مبتلایان افزایش یابد.
انگلستان بهسرعت به کانون شیوع این سویه از کرونا تبدیل شد و بسیاری از باشگاههای لیگ برتر انگلستان، بازیکنان و کادر فنیشان به این ویروس مبتلا شدند. در آلمان به دنبال افزایش تعداد مبتلایان در این کشور ورزشگاهها خالی از تماشاگران و سکوتی ترسناک حاکم شد.
اما به راستی چرا با وجود اینکه سلامت هر فردی روی کره زمین مهمترین هدف بشر است، باشگاهها و مسئولان لیگهای مختلف سعی در برگزاری مسابقات حتی در سختترین شرایط را دارند و برنامهای برای بازگشت به تصمیماتی همچون تعطیلی این مسابقات ندارند؟
