
فردوس کاویانی در زندگی عادی یک آدم محجوب بود که وقتی مقابل دوربین قرار میگرفت، تبدیل به یک موجود دیگر میشد؛ پر از شور، نشاط و رهایی. ما سالها قبل از سریال «همسران» با هم در مجموعههای «محله برو و بیا» و «محله بهداشت» که در دهه ۶۰ ساخته شدند، کار کرده بودیم و او آنجا هم بسیار توانا و عالی بود.
بسیاری از مردم کاویانی را با همان نقش کمال سریال «همسران» میشناسند، اما این برای من مایه تأسف است. چون بعد از این سریال او کم کار و کمتر دیده شد. شاید از حرف من ناراحت شود اما این کمکاری تا حدود زیادی خودخواسته بود چون کاویانی دوست داشت بازیگر تئاتر باشد و تمایل چندانی برای حضور در سینما و تلویزیون نداشت. معتقد بود وقتی بازیگر تئاتر چهره میشود به کار تئاترش لطمه میخورد.
به همین دلیل سعی کرد بین تئاتر و چهره بودن، تئاتر را انتخاب کند اما به نظر من نتیجهاش این شد که کمکم، هم در زمینه تصویر کمکار شد و هم در تئاتر؛ در صورتی که لیاقت و استطاعت و توانایی او بسیار زیاد است و میتوانم بگویم یکی از ماندگارترین چهرههاست و از لحاظ توانایی و استعدادی که دارد میتوانست یکی از سوپراستارهای ما باشد. یادم میآید که در سریال «همسران» به من اعتراض میکرد که نقش مرا زیاد نوشتهای، چون نمیخواست چهره شود.
