برچسب فردوس کاویانی

مرده متحرک 1384

این سریال روایتگر جوانی به نام جلال است که به دلیل بدبیاری‌های مختلف قصد رفتن به ناکجاآباد را دارد، اما طی اتفاقاتی جنازه‌ای پیدا می‌کند که متوجه می‌شود میلیاردها تومان ارزش دارد.

سیرک بزرگ 1370

بین سال‌های 41 و 45 «مهاراجه راجو» یک سیرک‌باز ورشکسته، برای ادامه‌ی بقای حیوانات باقیمانده‌ی سیرک و خانواده‌اش، مجبور می‌شود در یکی از شهرهای کوچک ایران نمایشی برپا کند. نمایش با موفقیت روبرو نمی‌شود. همکارانش او را ترک می‌کنند. «مهاراجه راجو» که تحت فشار طلبکاران قرار گرفته و همینطور به خاطر پنهان کردن یک قاتل کلاهبردار در پوست خرس، اقدام به فرار می‌کند و حیوانات و تأسیسات سیرک را به جا می‌گذارد. مسئولین شهر، اموال باقی‌مانده‌ی «مهاراجه» را بین طلبکاران به حراج می‌گذارند. در مراسم حراج، خرس موفق می‌شود با خلع سلاح سرپاسبان از مهلکه بگریزد. فیل به طلبکار عمده، قصاب شهر می‌رسد. او با بردن فیل به منزل، ماجراهای فراوانی را باعث می‌گردد...

چوپانان کویر 1367

«مختار» همراه پدرش «موسی» و «میرزا» به عنوان چوپان در کویر به کار گله مشغولند. میرزا به دلیل بیماری زنش از «قدیر» پسر صاحب گله، اجازه می‌خواهد به خانه‌اش سرکشی کرده و از احوال او با اطّلاع شود. او موافقت نمی‌کند. «میرزا» با توافق «مختار» راهی خانه می‌شود. تعدادی گوسفند و بز در توفان شن تلف می‌شوند. «قدیر»، «میرزا» را مسبب مرگ حشم می‌داند و او را مضروب می‌کند. «مختار» از میرزا جانبداری می‌کند و روبروی «قدیر» می‌ایستد و مزد خود را مطالبه می‌کند. «قدیر» تاوان گله‌ی از دست‌رفته را از «مختار» می‌خواهد. «مختار» شکایت به پدر «قدیر» می‌برد. «قدیر» به او اهانت می‌کند و او را می‌راند. «مختار» از پاسگاه ژاندارم می‌برد و در نهایت قضیه به نفع «قدیر» تمام می‌شود. نبودن مراتع و خشکسالی موجب می‌شود که «قدیر» گله را به کشتارگاه بفروشد.

خانم بزرگ خواب می بیند 1387

پس از مرگ بزرگ خاندان ملک منصورها، تمامی ثروت باید بین ورثه ( بیژن و سحر) تقسیم شود، اما وکیل می‌گوید آنها باید پس از ازدواج به مدت سه ماه در خانه مرحومه زندگی کنند. چنانچه زندگی‌شان موفقیت آمیز بود ارث بین آنها تقسیم می‌شود و ...