فانتزی زندگی باثبات

انسان معاصر، از آنجا که چند دهه در نظمی اجتماعی و نسبتا باثبات زیسته، به تصویری خاص از زندگی عادت کرده است؛ تحصیل می‌کند، شغلی به دست می‌آورد، درآمدش افزایش می‌یابد، ازدواج می‌کند، فرزند می‌آورد، خانه می‌خرد، پس‌انداز می‌کند و موقعیت حرفه‌ای و اجتماعی خود را توسعه می‌دهد.

۰۶:۳۰

انسان معاصر، از آنجا که چند دهه در نظمی اجتماعی و نسبتا باثبات زیسته، به تصویری خاص از زندگی عادت کرده است؛ تحصیل می‌کند، شغلی به دست می‌آورد، درآمدش افزایش می‌یابد، ازدواج می‌کند، فرزند می‌آورد، خانه می‌خرد، پس‌انداز می‌کند و موقعیت حرفه‌ای و اجتماعی خود را توسعه می‌دهد.

انسان معاصر، از آنجا که چند دهه در نظمی اجتماعی و نسبتا باثبات زیسته، به تصویری خاص از زندگی عادت کرده است؛ تحصیل می‌کند، شغلی به دست می‌آورد، درآمدش افزایش می‌یابد، ازدواج می‌کند، فرزند می‌آورد، خانه می‌خرد، پس‌انداز می‌کند و موقعیت حرفه‌ای و اجتماعی خود را توسعه می‌دهد.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

انسان معاصر، از آنجا که چند دهه در نظمی اجتماعی و نسبتا باثبات زیسته، به تصویری خاص از زندگی عادت کرده است؛ تحصیل می‌کند، شغلی به دست می‌آورد، درآمدش افزایش می‌یابد، ازدواج می‌کند، فرزند می‌آورد، خانه می‌خرد، پس‌انداز می‌کند و موقعیت حرفه‌ای و اجتماعی خود را توسعه می‌دهد. در پس همه اینها چنین انتظار دارد که فردا، با تغییراتی محدود، ادامه امروز باشد. اما این وعده کجا شکل گرفته است؟ شاید یکی از پیامدهای جوامع باثبات این باشد که ثبات را -که دستاوردی تاریخی و شکننده است- به صورت ویژگی طبیعی زندگی در ذهن انسان شکل می‌دهند. امکان برنامه‌ریزی، پس از مدتی، به انتظار تداوم تبدیل می‌شود و انتظار تداوم، به نوعی احساس استحقاق در برابر آینده. حال آنکه بخش بزرگی از تاریخ برای بسیاری از انسان‌ها چنین نبوده است.

میلیون‌ها انسان هرگز فرصت نداشته‌اند زنجیره آشنای «تحصیل، کار، ازدواج، خانه، فرزند، پس‌انداز و بازنشستگی» را کامل کنند. جنگ‌ها زندگی‌ها را در میانه راه قطع کرده‌اند، بیماری و قحطی و بلایای طبیعی دارایی انسان‌ها را از میان برده است و تحولات سیاسی و اقتصادی گاه طی چند ماه، نظم ساخته‌شده را ویران کرده است. در جهان کنونی نیز بخش بزرگی از مردم در شرایطی زندگی می‌کنند که از حداقل‌های نظم، امنیت و رفاه بی‌بهره‌اند. از این منظر، شاید آنچه بخشی از ما در ثبات، زندگی عادی می‌نامیم، چندان عادی نباشد.

مسئله از منظر فلسفه اخلاق صرفا وجود رنج نیست؛ مسئله نسبتی است که انسان با امکان رنج برقرار می‌کند. اندیشه رواقی تأکید می‌کند: برخی امور در اختیار ما هستند و بسیاری دیگر نیستند. داوری، انتخاب و نحوه مواجهه ما با امور، تا اندازه‌ای در اختیار ما هستند، اما بدن، دارایی، موقعیت اجتماعی و بسیاری از حوادث جهان تحت فرمان ما نیستند.

منبع  : شرق

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *