ایران با کاهش شدید نرخ باروری و موالید، در آستانه بسته شدن «پنجره جمعیتی» قرار دارد. مشکلاتی چون تورم، بیکاری و مهاجرت نخبگان مانع بهرهگیری از جمعیت جوان در ایران شدهاند؛ در نتیجه کشور پیش از ثروتمند شدن، در حال سالمند شدن است.

بسیاری از تحلیلهای رایج درباره آینده اقتصاد ایران عمدتا بر متغیرهایی همچون تحریم، تورم، نرخ ارز، سیاست خارجی یا درآمدهای نفتی متمرکز میشوند، درحالیکه در پس همه این متغیرهای کوتاهمدت و میانمدت، یک متغیر بنیادین و ساختاری وجود دارد که هم آثار آن با تاخیر آشکار میشود و هم اصلاح آن در کوتاهمدت عملا امکانپذیر نیست و از همه مهمتر، پیشبینی پذیرترین متغیر اقتصادی در کوتاهمدت و میانمدت است: ساختار جمعیتی کشور، متغیری بلندمدت که در عینحال درکوتاهمدت و میانمدت با دقت بسیار بالایی پیشبینیپذیر است. در واقع اگر اقتصاد سیاسی ایران را بو میانمدت اقتصاد ایران بدانیم، تحولات جمعیتی مهمترین متغیر بلندمدت و ساختاری آن محسوب میشود.
پنجره جمعیتی ایران هنوز به طور کامل بسته نشده است، اما سرعت تغییرات نشان میدهد این فرصت در حال ورود به مرحله پایانی خود است. پرسش بنیادین آینده ایران نه درباره اندازه جمعیت، بلکه درباره توان اقتصاد سیاسی کشور در تبدیل جمعیت موجود به «سرمایه انسانی بهرهور» و «مولد ثروت پایدار» است. پرسشی که پاسخ آن را احتمالا باید در لابلای دستگاه بوروکراسی پیچیده کشور که موانع جدی را در توسعه فضای کسب وکار و تولید ایجاد میکند، جستوجو کرد. پاسخ به این پرسش، مسیر توسعه ایران در دهههای آینده را تعیین خواهد کرد.
* کارشناس بازار سرمایه
** کارشناس بازارهای مالی
