عمو حسین با زبان روزه به دیدار مولایش شتافت

خانه پدر شهید، مرحوم امان‌اللهی بعد از پیروزی انقلاب، مرکز برقراری کلاس‌های قرآن، کلاس‌های هنری و کلاس‌های هلال‌احمر بود. بعد از شروع جنگ تحمیلی هم این خانه محل تهیه و جمع‌آوری خوراک و پوشاک از سوی خواهران جهادی برای جبهه‌ها بود. شهید در چنین خانه‌ای رشد کرده بود

خانه پدر شهید، مرحوم امان‌اللهی بعد از پیروزی انقلاب، مرکز برقراری کلاس‌های قرآن، کلاس‌های هنری و کلاس‌های هلال‌احمر بود. بعد از شروع جنگ تحمیلی هم این خانه محل تهیه و جمع‌آوری خوراک و پوشاک از سوی خواهران جهادی برای جبهه‌ها بود. شهید در چنین خانه‌ای رشد کرده بود

جوان آنلاین: در حالی که به تازگی اربعین شهدای حمله تروریستی رژیم‌صهیونیستی به کنسولگری کشورمان در سوریه را پشت سرگذاشته‌ایم، گفت‌و‌گویی با برادرزاده شهید حسین امان‌اللهی از شهدای این حادثه انجام دادیم تا گذری بر زندگی این شهید بزرگوار داشته باشیم. برادرزاده شهید می‌گوید: «عمو از زمان مجردی همراه سردار قاآنی و چند سال هم از یاران سردار سلیمانی و همچنین همراه شهید سردار همدانی در سوریه بود. از سال ۹۰ تا زمان شهادتش در سوریه بود. البته به تهران هم رفت‌وآمد داشت و ما در آن دو سالی که خانواده را همراه خود به سوریه برده بودند در جریان کار‌های شهید قرار گرفتیم. از زمانی که جنگ غزه شروع شد هر روز اضطراب و دلشوره داشتیم و هر بار که اسرائیل به سوریه حمل می‌کرد، منتظر شنیدن خبر شهادتش بودیم.» با شهادت حسین امان‌اللهی در کنار شهدایی، چون سردار زاهدی و سردار حاجی رحیمی بود که ایران عملیات بزرگ و تاریخی «وعده صادق» را انجام داد و انتقام این شهدا به بهترین شکل گرفته شد. پیکر شهید امان‌اللهی پس از تشییع در ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ در قطعه ۵۰ گلزار شهدا به خاک سپرده شد. گفت‌و‌گوی ما با نیما امان‌اللهی، برادرزاده شهید را پیش‌رو دارید. 

از زندگی شهید چه می‌دانید؟ ایشان در چه محیطی رشد کردند؟ 
عموحسین متولد سال ۱۳۵۵ در اسلامشهر و فرزند مرحوم کربلایی مرتضی بود. شهید دو برادر به نام‌های سعید، امید و سه خواهر دارد؛ خودشان فرزند یکی مانده به آخر بود. پدر شهید در یک شرکت کار می‌کرد و همیشه دستش قرآن بود. بچه‌ها را با مأنوس‌کردن به قرآن بزرگ کرد. خانواده شهید از سال ۱۳۵۲ به اسلامشهر آمد. در حال حاضر منزل پدر و مادر شهید که به رحمت خدا رفتند، وقف درمانگاه خیریه امام‌رضا (ع) شده است. خانه پدربزرگم، مرحوم امان‌اللهی بعد از پیروزی انقلاب، مرکز برقرای کلاس‌های قرآن، کلاس‌های هنری و کلاس‌های هلال‌احمر با مدیریت حاج خانم‌ها «کاتبی، موسوی» بود. بعد از شروع جنگ تحمیلی این خانه محل تهیه و جمع‌آوری خوراک و پوشاک از سوی خواهران جهادی برای جبهه‌ها بود. حسین‌آقا تمام دوران بچگی، نوجوانی و جوانی‌اش را در همچین خانه‌ای بزرگ شد و پرورش یافت. در سال‌های نوجوانی که ۹ سال سن داشت، جذب پایگاه مسجد امام سجاد (ع) محله شد. مشوق ایشان بیشتر پدر و مادر مرحوم‌شان بود. 
عموحسین در کودکی یک هیئت با برادرش امید زده بود، بچه‌های محل را به هیئت می‌آورد و همه کار‌های مالی هیئت دست حسین بود. چون همه محله به ایشان اعتماد زیادی داشتند. 

چطور شد که شهید جذب نیروی قدس شدند؟ 
زمینه‌اش همان در مسیر قرارگرفتن در پایگاه بسیج بود و علاقه‌ای که به حضور در مساجد داشت. ایشان در سن ۱۸ سالگی با علاقه‌مندی خودشان وارد سپاه قدس شدند و ادامه تحصیل خود را در سپاه قدس گذراند. عمو در سال ۱۳۸۱ با دختر خاله‌شان ازدواج کرد و بعد از دو سال از اسلامشهر به تهران آمد و در خانه‌های سازمانی سپاه ساکن شدند. حاصل ازدواج‌شان بعد از ۲۲ سال زندگی سه فرزند است؛ دو پسر و یک دختر. پسربزرگش آقا محمد حسین متولد ۱۳۸۳ و دختر شهید متولد ۱۳۹۱ و فرزند آخر شهید به نام علی آقا متولد ۹۴ است. 

ایشان سال‌ها در نیروی قدس بودند، قاعدتاً مأموریت هم زیاد می‌رفتند از نگاه شما کارشان چه شکلی داشت؟
باید بگویم عموحسین درباره کارهایش هیچ‌وقت برای خانواده یا اقوام توضیح نمی‌داد. ایشان سال‌ها در سپاه و نیروی قدس فعالیت کرد. بعد از شهادت عمو حسین از همکارانش شنیدیم که ایشان از زمان مجردی همراه سردار قاآنی، چند سال همراه شهید سردار سلیمانی و همینطور سردار شهید همدانی در سوریه بود. از سال ۹۳ ایشان بیشتر سوریه بود. البته برای دیدار با خانواده به تهران رفت‌وآمد داشت. در سال‌های مبارزه با داعش کارشان در سوریه زیاد بود و نمی‌توانست برای دیدار خانواده بیاید. به همین خاطر مجبور شد زن و بچه‌اش را همراه خودش به سوریه ببرد. آن‌ها به مدت دو سال در شرایط سخت جنگی در سوریه و تا سال ۹۵و ۹۶ همجوار حرم «حضرت رقیه (س)» بودند. از وقتی که جنگ غزه شروع شد، هر روز اضطراب و دلشوره داشتیم و هر بار که اسرائیل به سوریه حمل می‌کرد، منتظر شنیدن خبر شهادت عموحسین بودیم. ایشان روز شهادت امیرالمؤمنین (ع) با زبان روزه در کنسولگری ایران در دمشق همراه شش نفر دیگر از فرماندهان و سرداران به وسیله موشک‌های رژیم‌صهیونیستی به شهادت رسید. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *