همراه آقایم رفتیم حرم شریف سخی. از دیگر شهرها خیلیها این روز را میآیند کابل. همه توی حرم جمع میشوند؛ جایی که اعتقاد دارند امامعلی(ع) ازآنجا رد شده یا نشسته و نفسی تازه کرده. پنج آبیسفیدم را پوشیده بودم. صبح اول وقت بود. شاید ساعتهای شش یا ششونیم. هوا روشنشده بود. با حمیرا وعده کرده […]
علی دَم، علی جانَم
همراه آقایم رفتیم حرم شریف سخی. از دیگر شهرها خیلیها این روز را میآیند کابل. همه توی حرم جمع میشوند؛ جایی که اعتقاد دارند امامعلی(ع) ازآنجا رد شده یا نشسته و نفسی تازه کرده. پنج آبیسفیدم را پوشیده بودم. صبح اول وقت بود. شاید ساعتهای شش یا ششونیم. هوا روشنشده بود. با حمیرا وعده کرده […]
