عادت کرده‌ایم

انسان موجودی عادت‌پذیر است، شاید بیش از آنچه خود تصور می‌کند. بسیاری از آنچه امروز برای ما طبیعی، بدیهی و حتی ضروری به نظر می‌رسد، زمانی امری عجیب، نامأنوس و گاه غیرقابل‌قبول بوده است. عادت، همان نیروی خاموشی است که می‌تواند رفتارهای فردی و اجتماعی را تثبیت کند و مرز میان «آنچه باید باشد» و «آنچه صرفا به آن خو گرفته‌ایم» را از میان ببرد. در عرصه سیاست، این ویژگی انسان اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.

۰۶:۰۰

انسان موجودی عادت‌پذیر است، شاید بیش از آنچه خود تصور می‌کند. بسیاری از آنچه امروز برای ما طبیعی، بدیهی و حتی ضروری به نظر می‌رسد، زمانی امری عجیب، نامأنوس و گاه غیرقابل‌قبول بوده است. عادت، همان نیروی خاموشی است که می‌تواند رفتارهای فردی و اجتماعی را تثبیت کند و مرز میان «آنچه باید باشد» و «آنچه صرفا به آن خو گرفته‌ایم» را از میان ببرد. در عرصه سیاست، این ویژگی انسان اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.

انسان موجودی عادت‌پذیر است، شاید بیش از آنچه خود تصور می‌کند. بسیاری از آنچه امروز برای ما طبیعی، بدیهی و حتی ضروری به نظر می‌رسد، زمانی امری عجیب، نامأنوس و گاه غیرقابل‌قبول بوده است. عادت، همان نیروی خاموشی است که می‌تواند رفتارهای فردی و اجتماعی را تثبیت کند و مرز میان «آنچه باید باشد» و «آنچه صرفا به آن خو گرفته‌ایم» را از میان ببرد. در عرصه سیاست، این ویژگی انسان اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. جامعه ممکن است در برابر یک سیاست جدید مقاومت کند، اعتراض نشان دهد و آن را ناعادلانه یا غیرمنطقی بداند؛ اما اگر همان سیاست به‌تدریج استمرار پیدا کند، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود. آن‌گاه پرسش‌های انتقادی کاهش می‌یابد و آنچه زمانی موضوع اعتراض بود، به «وضع موجود» بدل می‌شود. از این منظر، عادت می‌تواند به یکی از نیرومندترین ابزارهای پذیرش و توجیه سیاست‌ها تبدیل شود.

تقریبا هر تغییر سیاسی یا اجتماعی در آغاز با واکنش روبه‌رو می‌شود. انسان نسبت به تغییر حساس است، زیرا تغییر احساس امنیت ناشی از وضعیت آشنا را بر هم می‌زند. اما تداوم، قدرتی دارد که گاه از استدلال نیز مؤثرتر است. چیزی که بارها تکرار شود، به‌تدریج از حوزه پرسش خارج می‌شود.

ممکن است یک قانون تازه در ابتدا محدودکننده به نظر برسد. ممکن است نظارت بیشتر، مالیات جدید، محدودیت اجتماعی یا شکل خاصی از مداخله دولت با مخالفت عمومی مواجه شود. اما پس از گذشت زمان، نسل‌ها و گروه‌های اجتماعی به وجود آن خو می‌گیرند. کودکی که در شرایط جدید رشد می‌کند، اساسا وضعیت پیشین را تجربه نکرده است تا بتواند آن را با وضعیت کنونی مقایسه کند. برای او، سیاست موجود نه یک «انتخاب سیاسی»، بلکه بخشی از طبیعت زندگی اجتماعی است.

در این مرحله، عادت جای استدلال را می‌گیرد. دیگر لازم نیست سیاست دائما توجیه شود؛ زیرا جامعه آن را پذیرفته است، نه لزوما به این دلیل که آن را درست یافته، بلکه چون به حضورش عادت کرده است. یکی از بزرگ‌ترین خطاهای سیاسی این است که تصور کنیم هر آنچه دوام آورده، الزاما درست است. دوام یک سیاست، دلیلی بر کارآمدی آن نیست.

منبع  : شرق

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *