تحول بزرگ انرژی در جهان در سکوت اتفاق افتاد. این تحول زمانی آغاز شد که دولتها پذیرفتند تقاضای بازارهای جهانی میتواند مهندسی شود. شاید مهمترین تفاوت سیاست انرژی در قرن بیستم و بیستویکم همین موضوع باشد.
کشورهای جهان در گذشته برای پاسخ به رشد مصرف، تولید را افزایش میدادند اما اقتصادهای پیشرو امروز پیش از آنکه به فکر ساخت نیروگاههای جدید باشند ابتدا این موضوع را مطرح میکنند که آیا لازم است انرژی مصرف شود؟ همین موضع اکنون مسیر سرمایهگذاری صدها میلیارد دلار سرمایه جهانی را تعیین میکند؛ مسیری که به احتمال زیاد، آینده رقابت اقتصادی کشورها را نیز رقم خواهد زد.
