
غلامرضا رضایی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
شکل چندگانه شهر در قصهها
در این گفتوگو، غلامرضا رضایی به بررسی جایگاه شهر در داستانهای مدرن میپردازد و تبیین میکند که چگونه کلانشهرهایی چون اهواز، از یک فضای تزئینی به بستری برای نمایش تناقضات و رنجهای روانی انسان معاصر تبدیل میشوند. او در این مصاحبه، از ضرورت بازخوانی اساطیر با نگاهی نقادانه میگوید و حضور پررنگ نویسندگان زن در مجموعهی «اهواز» را اتفاقی مبارک در مسیر تحولات فرهنگی و اجتماعی منطقه میداند.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: در دنیای ادبیات مدرن، شهر تنها پسزمینهای برای رخ دادن اتفاقات یا دکوری برای نمایش محیط نیست؛ شهر خود به یک «شخصیت» تبدیل میشود که با لایههای پیچیدهاش، در سرنوشت قهرمانان داستان اثر میگذارد و رنجها و سرگشتگیهای انسان معاصر را بازتاب میدهد. کتاب «اهواز» به کوشش غلامرضا رضایی که توسط انتشارات نیلوفر به چاپ رسیده، تلاشی است برای بازخوانی این مفهوم؛ مجموعهای از ۲۷ داستان که در آنها شهر اهواز از یک فضای جغرافیایی ساده، به بستری برای نمایش تناقضات و پیچیدگیهای روانی تبدیل شده است. این اثر با گردآوری روایتهای نویسندگان پیشکسوت و جوان، پازلی چندلایه از سیمای شهری میسازد که در آن، مدرنیزاسیون و فرهنگ، پیشران اصلی تغییرات انسانی هستند.
گردآورنده و نویسنده این اثر، غلامرضا رضایی، چهرهای شناختهشده در فضای آکادمیک و ادبی است. او که سالها در دانشگاههای اهواز تدریس کرده و از شاگردان هوشنگ گلشیری بوده است، در آثارش پیوندی عمیق میان رئالیسم و سورئالیسم برقرار کرده است. رضایی با تکیه بر تسلط بر ادبیات کهن و اساطیر، نثری پخته و مدرن خلق کرده که در آن تداعیهای فولکلور و بینامتنیهای ادبی، در کنار دغدغههای انسانی چون تنهایی و مرگ میدرخشد. او در آثار متعددی همچون «عاشقانه مارها»، «پشت برج» و «سایه تاریک کاجها»، توانایی خود را در شکست زبان، زمان و بازی با فرم به نمایش گذاشته و همواره تلاش کرده است تا تخیل را با واقعیتهای زیسته گره بزند.
