شکایت خانم دکتر از همکار شوهرش به اتهام پلید!

نمی دانم سوءظنی که زندگی ام را از هم پاشید چگونه در افکار شوهرم ریشه دواند اما همین شک و تردیدها به جایی رسید که من زیر شکنجه های جسمی و روحی مجبور به اعتراف وحشتناکی شدم که کاملا دروغ بود و همه زندگی‌ام را به هم ریخت...

نمی دانم سوءظنی که زندگی ام را از هم پاشید چگونه در افکار شوهرم ریشه دواند اما همین شک و تردیدها به جایی رسید که من زیر شکنجه های جسمی و روحی مجبور به اعتراف وحشتناکی شدم که کاملا دروغ بود و همه زندگی‌ام را به هم ریخت…

شکایت خانم دکتر از همکار شوهرش به اتهام پلید!

به گزارش رکنا، زن 28 ساله به نام الهه در حالی که بیان می کرد برای حفظ زندگی‌ام از آبرو و جوانی ام گذشتم اما دیگر تحمل تهمت های ناروا و کتک کاری های همسرم را ندارم درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان مشهد گفت: هشت سال قبل عمویم مرا برای برادرزنش خواستگاری کرد ولی من به دلیل آن که مشغول تحصیل در یکی از رشته های  پزشکی بودم به آن ها گفتم تا پایان تحصیلاتم قصد ازدواج ندارم به همین دلیل آن ها برای بار دوم زمانی به خواستگاری ام آمدند که تحصیلات من به پایان رسیده بود و باید دوران کارآموزی در بیمارستان را می گذراندم. بالاخره من به «سیروس» پاسخ مثبت دادم و در پایان سال 92 به طور سنتی با هم ازدواج کردیم. حدود چهار ماه از برگزاری مراسم عقدکنان سپری شده بود که من برای گذراندن طرح و کارآموزی به یکی از بیمارستان های مشهد معرفی شدم و ماه بعد نیز بزرگترها جشن عروسی ما را برگزار کردند تا زندگی مشترکمان را زیر یک سقف آغاز کنیم. «سیروس» آن قدر مرا دوست داشت که اجازه نمی داد هیچ رنج و سختی را در زندگی تجربه کنم.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *