شمال کشور اشغال شده پس تکلیف زمین‌های من چه می‌شود!

رضاخان راه‌آهن شمال به جنوب را به دستور انگلستان احداث کرد و بعد هم با افتخار گفت: «ما راه‌آهنی ایجاد کردیم که از کنار هیچ کدام از شهر‌های مهم ایران عبور نمی‌کند!». به این معنی که راه‌آهن احداث شده، استراتژیک است نه اقتصادی. در حالی که ایران در آن دوره، احتیاج به راه‌آهن اقتصادی داشت، چون وقتی کشور دچار قحطی و خشکسالی می‌شد، با آنکه در یک بخش آذوقه داشتیم، ولی در بخش دیگر مردم از گرسنگی می‌مردند!

رضاخان راه‌آهن شمال به جنوب را به دستور انگلستان احداث کرد و بعد هم با افتخار گفت: «ما راه‌آهنی ایجاد کردیم که از کنار هیچ کدام از شهر‌های مهم ایران عبور نمی‌کند!». به این معنی که راه‌آهن احداث شده، استراتژیک است نه اقتصادی. در حالی که ایران در آن دوره، احتیاج به راه‌آهن اقتصادی داشت، چون وقتی کشور دچار قحطی و خشکسالی می‌شد، با آنکه در یک بخش آذوقه داشتیم، ولی در بخش دیگر مردم از گرسنگی می‌مردند!

جوان آنلاین: دی ماه هر سال به لحاظ همزمانی با آغاز اجرای قانون استعماری کشف‌حجاب، از اوقاتی است که می‌توان در باب زمانه و کارنامه رضاخان سخن گفت. هم از این روی گفتاورد جامع و تحلیلی دکتر موسی فقیه‌حقانی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران را به شما تقدیم می‌داریم. تذکار به این نکته مناسب می‌نماید که بررسی این مقوله، همچنان در دستور کار صفحه تاریخ خواهد بود.

قیام مسجد گوهرشاد آستان قدس رضوی (ع)
ماجرای کشتار در مسجد گوهرشاد آستان قدس رضوی (ع)، از سرفصل‌های شاخص حکومت رضاخان قلمداد می‌شود که می‌توان از دریچه آن، به بررسی کارنامه نامبرده وارد شد و بدان نگریست. در این رویداد، ما شاهد سرکوب مردم و دستگیری و تبعید گسترده علمای خراسان هستیم. بسیاری از علمای شاخص خراسان دستگیر و با شرایطی بسیار بد، با ماشین‌های نظامی به تهران منتقل می‌شوند. بعد از آن هم، بحث اعدام آن‌ها مطرح می‌شود، هر چند نهایتاً اعدام نشدند، اما اغلب آن‌ها به دیگر نقاط تبعید می‌شوند، مثلاً میرزامحمد آقازاده‌خراسانی- که فرزند آخوندخراسانی و از علمای بزرگ بود- به تهران آورده می‌شود. حضرت امام (قده) فرمودند: «دیدم آقازاده خراسانی را در تهران، با پابند و دستبند به دادگاه می‌بردند!» از این نوع برخوردها، به شکل گسترده در آن زمان صورت می‌گیرد.

سفر رضاخان به ترکیه
در سفر رضاخان به ترکیه، مصطفی کمال آتاتورک از او استقبال می‌کند. همچنین در این سفر، ما شاهد خوشامدگویی ترکان عثمانی به پهلوی اول هستیم، البته آنان مزد این خوش‌برخوردی‌ها را بعداً می‌گیرند! آرارات کوچک- که امروز در خاک ترکیه است- در آن روزگار متعلق به ایران بود، اما رضاخان طی تبادل تقریباً یک‌طرفه‌ای که با آتاتورک انجام می‌دهد، آن را به ترکیه واگذار می‌کند! البته او امتیازات دیگری نیز در دوران خود می‌دهد. از جمله در مورد رود هیرمند و اروند که متأثر از اراده انگلستان بخش‌هایی را واگذار می‌کند.

غائله کشف‌حجاب بانوان
رضاخان در ماجرای کشف‌حجاب، ابتدا مقامات نظامی و دولتی را مجبور می‌کرد با همسران‌شان در جشن‌های مربوط شرکت کنند، در حالی که برخی از این افراد، حتی سابقه پوشیدن لباس روحانیت را داشتند! مثلاً صدرالاشراف که در دوره مشروطه لباس روحانیت بر تن داشت، در دوره رضاخان مجبور شد، از لباس روحانیت خارج شود، البته برخی از بانوان تا حدی که مقدور بود، سعی می‌کردند حجاب‌شان را حفظ و این ننگ را از دامان خود پاک کنند. اگر به تصاویر جشن‌های کشف‌حجاب دقت کنید، می‌بینید که برخی از بانوان کلاه را تا گوش خود پایین کشیده و شال گردن هم انداخته‌اند! این بانوان به گونه‌ای مغموم در آن مجالس نشسته‌اند که مشخص است به میل خود نمی‌خواسته‌اند کشف‌حجاب کنند، ولی از ترس آسیب دیدن خود یا همسرشان، مجبور به این کار شده‌اند، هر چند مجدداً بخشنامه‌ای صادر می‌شود که: بانوان در این مجالس کلاه نگذارند و یقه پالتو را بالا ندهند! تصویری از کشف‌حجاب بانوی محترمی در لرستان ثبت شده که جای تأمل بسیار دارد. چادری که این بانو بر سر داشته و تقریباً ستارالعیوب پیراهنش بوده را مأموران از سرش برداشته‌اند. بعد از آن وقتی می‌بینند که لباس مناسبی برای قضیه کشف‌حجاب بر تن ندارد، پالتوی یکی از نظامیان را بر تن او کرده و عکس می‌اندازند! چراکه رضاخان از حجاب زنان ایلیاتی سان می‌دید که آیا این زنان هم به مسیر به اصطلاح تمدن پیوسته‌اند یا نه؟ در سندی به جا مانده از آن دوران، ما اوج وقاحت رژیم رضاخان را می‌بینیم. استاندار خراسان در آن سند عنوان می‌کند: «ما تا دیروز موفق شدیم که تردد بانوان باحجاب را در سطح شهر مشهد متوقف و ممنوع کنیم. قرار است اجازه ورود بانوان باحجاب، به حرم رضوی داده نشود!» پس از آن از او سؤال می‌کنند که اگر زنی خواست در مسجد نماز بخواند و حجاب داشت، با او چه برخوردی داشته باشیم؟ استاندار در پاسخ می‌گوید: «حجاب ممنوع است و نمی‌تواند!» محدودیت‌ها در دوره رضاخان، هر روز بیشتر می‌شد. ما در این دوره، شاهد شکل گسترده‌ای از فشار حاکمیت بر مردم هستیم، به گونه‌ای که حتی بعضی افراد خودکشی کردند که صحنه برداشته‌شدن حجاب بانوان‌شان را نبینند! البته بعضی از دولتی‌ها هم نظیر محمدعلی فروغی با لبی خندان در جشن کشف‌حجاب حضور پیدا کردند.
گرچه بانوان ایرانی زیر شلاق و لگد ژاندارم‌ها و نیرو‌های شهربانی آن دوره از بین نرفتند، ولی به اشکال مختلف مورد آسیب و ضرب و شتم قرار گرفتند. برخی بانوان فرزندانی که در رحم داشتند را بابت ضرب و شتم مأموران از دست دادند! رضاخان و مأمورانش، روز‌های تاریکی را برای زنان ایرانی رقم زدند. معروف است که پهلوی دوم وقتی در حال خروج از تهران بود، زنان تهرانی چادرهای‌شان را از صندوق‌ها بیرون آوردند و تصنیفی را زمزمه می‌کردند: «وقتی که مهتر بودی (وقتی که مهتر سفارت هلند بودی)، از حالا (که با خفت از ایران خارج می‌شوی) بهتر بودی!».

در تلاش برای از میان برداشتن روحانیت
جالب است بدانید که حوزه علمیه قم در دوران اوج فعالیتش در دوره رضاخان، ۷۸۰ تا ۸۰۰ نفر استاد و طلبه داشته است، اما این مقدار در پایان دوره رضاخان، به ۳۰۰ نفر تقلیل پیدا می‌کند! چراکه رضاخان در ایران، طرحی را تحت عنوان تقلیل عبا و عمامه به اجرا درآورده بود، بنابراین هر روز، از تعداد روحانیون کم می‌شد. به معنی دیگر این طرح آن‌ها را مجبور می‌کرد از لباس روحانیت خارج شوند. مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاج‌شیخ عبدالکریم حائری می‌دانست که انگلیس پشت این ماجراست و رضاخان کاره‌ای نیست، با این حال مجموع این رفتارها، باعث شد مرحوم حاج‌شیخ دق کرده و از دنیا بروند! با این همه و در آن دوره، تشییع باشکوهی از ایشان صورت گرفت. از جمله شاگردان ایشان حضرت امام و مراجع بزرگی نظیر آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی، آیت‌الله‌العظمی مرعشی‌نجفی و آیت‌الله‌العظمی اراکی بودند که حوزه را صیانت کردند و در نتیجه آن و به تدریج، انقلاب اسلامی ایران رقم خورد.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *