اتفاقهای چند هفته اخیر فوتبال ایران، به قدری عجیب است که شاید فقط از یک فدراسیون به اصطلاح پنجستاره و چنین وزارت ورزشی سرمیزند. درباره اقدامات اخیر فدراسیون فوتبال ایران پرسشهای بسیاری مطرح است؛ از ورود کمک داور ویدئویی توسط یک شرکت صوری در هنگکنگ که گویی وابستگی به رژیم صهیونیستی دارد تا نامهای عجیبی که در این حوزه شنیده میشود.رئیس فدراسیون از همان اول درهمه اردوهای تیم ملی و سفرهای خارجیاش حضور داشت تا بگوید در خط اول تلاش برای بهبود شرایط است؛ همچنین داستان تملقگوییهای همکاران و زیر دستانش برای کارهایی که انجام نشده است.
مشخص نیست که چرا فدراسیون فوتبال برای کارهای حتی ابتدایی نیز واسطههای بی مورد میتراشد. البسه تیم ملی با هزار واسطه به تیم ملی میرسد و هر واسطه باید سهم خود را بردارد تا خدای نکرده کسی بدون سهم نماند.
در صحبت آقای رئیس، یک نام بهعنوان نماینده آل اشپورت آلمان در ایران برده شده است؛ در حالی که یک شرکت دیگر نماینده قانونی و اصلی است و هنوز مشخص نیست این واسطههای دروغین که همگی در ارتباط با یکدیگر هستند، چرا وجود دارند.در بحث کمکداور ویدئویی، بهانه تحریم است و نمیتوان قانونی آن را وارد کرد؛ اما فیفا قطعا راهحلی برای این مشکل خواهد داشت. لازم نیست باز هم هزار واسطه قرار دهیم و حتی با شرکتی صوری که جزو شرکتهای مورد تأیید فیفا نیست و دستگاههایش استاندارد لازم را ندارد، قرار داد ببندیم؛ شرکتی که گفته میشود، در پشت پرده، وابستگی به رژیم صهیونیستی دارد و باید مدیران پاسخگو باشند که چرا چنین اتفاقی رخ داده است. البته که پاسخگو هستند. هرگاه سخن برای پاسخگوییشان به میان میآید، میگویند اگر این کار را نمیکردیم، محروم میشدیم و کسی هم نمیگوید آخر کدام کشور به دلیل نبود کمک داور ویدئویی محروم شده است که ما دومین آن باشیم!از دیگر شاهکارهای فدراسیون در بخش تیم ملی، مربی آن است. از همان روز اول مشخص بود قواره تیم ملی برای اسکوچیچ بزرگ است و به تنش نمیآید.
تیم ملی با بردهای عموما اقتصادی، با درخشش بازیکنانش پیروز میشد؛ اما کسی از درون تیم خبر نداشت. درست است که بازیکنان ایرانی به تنهایی توانمند هستند، ولی بهصورت جمعی هوش تاکتیکی خوبی ندارند؛مربی که فقط هدفش این است که به تیم ملی کشورش نشان دهد کیست و هزاران بار آرزوی برخورد با این تیم را دارد. مگرفوتبال ایران فقط در بازی با کرواسی خلاصه شده است که چنین میگوید.
در ادامه هم مهدی طارمی که در تیم باشگاهیاش بسیار میدرخشد، ادعای بزرگی تیم ملی را دارد و اظهارنظرمیکند. مقصراصلی در این خصوص مربی است که فقط هدفش بازی با کرواسی است و اصلا اقتداری ندارد. در دوران کیروش با تمام مشکلات، اما مربی آنقدر اقتدار داشت که اگر کسی فراتر از حدش رفتار میکرد، او را از تیم کنار میگذاشت.در نهایت باز هم همه اینها به فدراسیونی بازمیگردد که فقط بهدنبال نمایش است و هیچ دلسوزی برای فوتبال ندارد. باید دید آیا در نهایت تمام آن تملقگویانی که در همهجا حاضر هستند، پاسخگو خواهند بود یا خیر؟
