سینمای زیرزمینی ایران بهویژه از زمان ظهور آن در دهههای اخیر همواره با تعاریف متناقض همراه بوده است.
مریم علی بابایی

یکی از نقدهای اساسی به سینمای زیرزمینی ایران فرار از مسئولیت اجتماعی است. فیلمسازان این جریان اغلب بدون توجه به پیامدهای اجتماعی آثار خود بیشتر تمرکز خود را بر نمایش تصاویری از ایران گذاشتهاند که فاصله زیادی با واقعیتهای زندگی مردم دارد. فیلمهایی مانند «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره» اثر بیژن شجاعی نمونهای از این نوع سینما است که مشکلات اجتماعی و بحرانهای انسانی را اغراقآمیز و سطحی به نمایش میگذارد این فیلمها بیشتر از آنکه بهدنبال راهحل یا نقد سازنده باشند، در تلاشند تا تصویری تکبعدی و منفی از ایران به نمایش بگذارند که در جشنوارههای خارجی جذاب باشد.
این فیلمها در بسیاری از موارد نهتنها مشکلات اجتماعی را حل نمیکنند بلکه تنها به برجسته کردن بحرانها و احساسات منفی مردم پرداختهاند و به جای ارائه راهحلهای عملی تنها بخشی از بحرانهای اجتماعی را نشان دادند که از پیچیدگیهای واقعی فاصله دارند.
