
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، رضا دستجردی در مقدمه گفت و گویش با بنی سعید لنگرودی نوشت: «خوشبختی بهمثابه غایت انسانی در اندیشه توماس آکوئیناس و فلسفه نوصدرایی» بهقلم سیدمحمدجواد بنیسعیدلنگرودی از تازههای انتشارات نقد فرهنگ است. کتاب با تمرکز بر بررسی مفهوم سعادت یا خوشبختی نهایی بهعنوان غایت حیات انسانی از منظر دو سنت فکری مهم؛ حکمت مدرسی توماس آکوئیناس و حکمت متعالیه صدرالمتألهین شیرازی، با رویکردی مقایسهای، تلاش دارد وجوه اشتراک و افتراق این دو نظام فلسفی-الهیاتی را در تبیین نهاییترین هدف انسان وصولپذیر کند.» این گفتوگو را در ادامه می خوانید:
****

چرا حکمت اسلامی حتی با پذیرش تکثر تجارب و سوبژکتیویته، وجود کمال مطلق و غایت نهایی را بهمنزله امکان و افق گشوده معنا، نفیناپذیر میداند؟
در حکمت اسلامی، بهویژه در تقریر نوصدرایی، تکثر تجربهها و تفاوت ادراکات انسانی پذیرفته میشود؛ اما این تکثر بهمعنای نفی حقیقت واحد و کمال مطلق نیست. انسانها ممکن است بهدلیل تفاوت در فهم، تربیت، فرهنگ و مرتبه وجودی، برداشتهای گوناگونی از خوشبختی داشته باشند، اما این اختلاف بیشتر به نحوه دیدن و مصداقیابی کمال بازمیگردد، نه به اصل وجود کمال. از این منظر، غایت نهایی افقی گشوده و نفیناپذیر است که در ساختار وجودی انسان ریشه دارد. اگر کمال مطلق انکار شود، جستوجوی معنا و حرکت انسان بهسوی بهتر شدن نیز بیپایه خواهد شد. همانگونهکه بستن چشم موجب نابودی افق نمیشود، ندیدن یا نخواستنِ حقیقت نیز وجود آن را از میان نمیبرد.
۲۱۶۲۱۶
