سرگذشت دختر 10 ساله‌ای که در خرابه های نزدیک خانه آزار دید

نقطه های سیاه زیادی در کارنامه زندگی اش به چشم می خورد و حالا پاک کن ندامت در دست گرفته و تصمیم دارد آن ها را یکی یکی پاک و کم رنگ کند.


05 بهمن 1399 – 01:00

نقطه های سیاه زیادی در کارنامه زندگی اش به چشم می خورد و حالا پاک کن ندامت در دست گرفته و تصمیم دارد آن ها را یکی یکی پاک و کم رنگ کند.

سرگذشت دختر 10 ساله‌ای که در خرابه های نزدیک خانه آزار دید

به گزارش رکنا، روزی که غرق در افکار و رویاهای کودکانه خودش بود سرنوشتش از سوی یک مرد شیطانی تغییر و بعد از آن روزهای پر التهابی را تجربه کرد. خانواده اش به جای حمایت از او و برخورد با مسبب اصلی این اتفاق تلخ یقه دخترشان را گرفتند و با وارد کردن فشارهای روانی زیاد او را در باتلاق تباهی انداختند. دختر کم سن و سال در یک تصمیم احساسی فرار را بر قرار ترجیح داد و بعد از آن پلان های تلخ زیادی را در زندگی اش تجربه کرد.

پدرش پیر و صاحب فرزندان زیادی بود. مادرش زن دوم پدرش بود و مدام با بیماری دست و پنجه نرم می کرد. تفاوت سنی دختر با پدرش زیاد بود و به خاطر همین ماجرا همه او را با نوه پدرش اشتباه می گرفتند. به خاطر فاصله سنی زیاد درک مشترکی از یکدیگر نداشتند. زن جوان می گوید: پدرم ازر زمان آوارگی ام ارتباط داشتم، ازدواج کردم. بعد از ازدواج همسرم هم تصمیم گرفت به کمپ برود و اعتیادش را ترک کند. من و همسرم بعد از خلاص شدن از شر مواد می خواهیم یک زندگی آبرومندانه برای خودمان دست و پا کنیم هر چند لکه های سیاه زیادی را در کارنامه زندگی مان ثبت کرده ایم.

منتظرم روزی فرا برسد و با کنار رفتن ابرهای سیاه از آسمان زندگی ام خانواده ام از سر تقصیرات من بگذرند و مرا دوباره به عنوان عضوی از خانواده بپذیرند تا بتوانم گذشته سیاهم را جبران کنم.

ای کاش روزی که آن اتفاق شوم برایم افتاد خانواده ام به جای فشار بر من از من حمایت می کردند تا دست به ماجراجویی ویرانگر و فرار از خانه نمی زدم و در دام های پلید افراد گرگ صفت نمی افتادم.

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *