ستاره خضرا 1386

در آنتوان راهبی است که در صومعه ای نزدیک شام به همراه دختر خوانده‌اش ماریان زندگی می کند. ماریان که روزی با نامزدش پی یر به قصد گشت و گذار از خانه خارج شده بود سهوا از یک بلندی سقوط می کند و بینایی خود را از دست می دهد. پی یر پس از این ماجرا در ازدواج با او مردد می شود. ماریان مسیح را در خوابش می بیند که به او از خون خدا می گوید و خبر از ورود میهمانی مهم می دهد. کاروانی در بیابان در حرکت است و صندوقی را با خود حمل می کند. شبی از شبها که باران تندی می بارد این کاروان به صومعه می رسد.

در آنتوان راهبی است که در صومعه ای نزدیک شام به همراه دختر خوانده‌اش ماریان زندگی می کند. ماریان که روزی با نامزدش پی یر به قصد گشت و گذار از خانه خارج شده بود سهوا از یک بلندی سقوط می کند و بینایی خود را از دست می دهد. پی یر پس از این ماجرا در ازدواج با او مردد می شود. ماریان مسیح را در خوابش می بیند که به او از خون خدا می گوید و خبر از ورود میهمانی مهم می دهد. کاروانی در بیابان در حرکت است و صندوقی را با خود حمل می کند. شبی از شبها که باران تندی می بارد این کاروان به صومعه می رسد.

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *