برچسب مهدی کاسه ساز

فوق سری 1394

سرهنگ احمد نادری در کنار سرهنگ علی نصرالهی با یک باند قاچاقچی مواد مخدر درگیر می‌شوند. همچنین سرهنگ نادری (حبیب دهقان‌نسب) که یکی از فرماندهان ستاد مبارزه با مواد مخدر است با سرهنگ نصرالهی (مهدی فخیم‌زاده) دوست و همکار قدیمی هستند و رفت‌وآمد خانوادگی هم دارند. قصه این سریال دربارهٔ یک عملیات فوق سری در نیروی انتظامی است که فقط پنج نفر از آن اطلاع دارند. در بین عروس سرهنگ نصرالهی (مهدی فخیم زاده) با نام باران (گلناز خالصی) وارد ماجرا شده و داستان شکل جذاب و پربرخورد به خود می‌گیرد.

ستاره خضرا 1386

در آنتوان راهبی است که در صومعه ای نزدیک شام به همراه دختر خوانده‌اش ماریان زندگی می کند. ماریان که روزی با نامزدش پی یر به قصد گشت و گذار از خانه خارج شده بود سهوا از یک بلندی سقوط می کند و بینایی خود را از دست می دهد. پی یر پس از این ماجرا در ازدواج با او مردد می شود. ماریان مسیح را در خوابش می بیند که به او از خون خدا می گوید و خبر از ورود میهمانی مهم می دهد. کاروانی در بیابان در حرکت است و صندوقی را با خود حمل می کند. شبی از شبها که باران تندی می بارد این کاروان به صومعه می رسد.

دختران حوا 1391

زنی به نام ثریا (گوهر خیراندیش) که در جوانی پرستار زایشگاه بوده، بر اثر اتفاقی که در زندگی او می‌افتد (توسط رئیس بیمارستان محل خدمت او از بیمارستان اخراج می‌شود)، تصمیم به انتقام می‌گیرد. او اسامی سه نوزاد (که روی دستهای آن‌ها برچسب زده شده) را هنگام تولد در بیمارستان، عوض می‌کند.(که یکی از آن‌ها دختر رئیس بیمارستان بوده) اما سال‌ها بعد پشیمان شده و در حالی که در زندان، روزهای پایانی زندگی را می گذراند، از یک مدد کار اجتماعی به نام شیوا (یکتا ناصر) که خود نیز-به اتهام قتل همسرش دانیال -، با او هم بند بوده و حالا آزاد شده، می‌خواهد که آن سه دختر را پیدا کند و نزد او بیاورد. آن سه دختر نیز که خود از طبقات مختلف جامعه می‌باشند و حالا بزرگ شده‌اند، به زندگی خود مشغول هستند، نیکی دختر رئیس بیمارستان که خود دختری به نام نیلو دارد و بعد از فهمیدن عوض شدن نوزادان میترسد همسرش او را رها کند، گیلدا دختری که عقده پولدار شدن دارد و وقتی متوجه راز جابه جایی نوزادان می‌شود آرزو می‌کند کاش دختر رئیس بیمارستان باشد او که با پسرخاله و مادر خود زندگی می‌کند بیشتر از دو دختر دیگر خواهان مشخص شدن واقعیت است و مژگان کارمند بانک که همراه خانواده خود روزگار را سپری می‌کند و زندگی خود را خیلی دوست دارد. این سه دختر با یکدیگر دوست شده و در تلاش برای یافتن حقیقت هستند و شیوا نیز به آن‌ها کمک می‌کند. از طرفی شیوا همسایه‌ای مخوف دارد که در آخر داستان به اتهام قتل دستگیر می‌شود.

در چشم باد 1382

«در چشم باد» قصه زندگی خانواده‌ای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگی‌شان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده می‌شود، قصه از زمانی آغاز می‌شود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری می‌کند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز می‌شود که سه دوره تاریخ ایران را بازگو می‌کند. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانواده‌اش به تهران کوچ می‌کند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیت‌های سیاسی‌اش را پی می‌گیرد.ایرانی ۳ پسر و یک دختر دارد که نام یکی از پسرها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی می‌کند. «بیژن» خلبان است و پس از ترک نامزدش «ایران نخجوان» با بازی سحر جعفری جوزانی در جنگ جهانی دوم با متفقین می‌جنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید می‌شود.

بیژن زمانی که اسیر می‌شود عشق دوران کودکی خود یعنی لیلی《ستاره صفراوه》 را در ارتش شوروی پیدا می‌کند و به همراه او فرار می‌کند.
بیژن زمان جنگ ایران و عراق به ایران می‌آید و برای پیدا کردن پسرش مجبور می‌شود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی می‌کند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعی‌جم» بازی می‌کند.اسد پسر کوچکتر خانواده «مهدی کاسه ساز» در حمله هوایی متفقین به نیروی دریایی بندر پهلوی به همراه یدالله بایندر شهید می‌شود. فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمد رضا هدایتی ازدواج می‌کند.