زندگی هایی که به مو بند است ⠀
صدای سرد ساییده شدن دو لبه فلزی قیچی، تنها آوای ممتد در فضای رخوتناک آرایشگاهی در حاشیه شهر است. بوی تند دکلره و تافت در هوا معلق مانده و با بوی نم دیوارهای قدیمی در هم آمیخته است. قیچی که به موها می رسد، فقط بافت های مرده کراتین نیستند که روی سرامیک های سفید سقوط می کنند؛ تکه ای از زنانگی، خاطره و هویتی است که با یک صدای «چق چق» بی روح، از سر جدا می شود. تابستان اصفهان، با آن گرمای کشدار، سنگین و خفقان آور مردادماه، خیابانها را کلافه کرده است و در یکی از همین روزهای داغ، عبور از میان آگهی های بی پایان پلتفرم های خرید وفروش آنلاین، پرده از واقعیتی عریان و گزنده برمی دارد.میان آگهی های فروش مبل های دست دوم، ظروف مسی قدیمی و خودروهای فرسوده، عبارتی خودنمایی می کند که مرزهای اقتصاد غیررسمی را تا حریم تن انسان پیش برده است: «خرید موی طبیعی شما؛ بدون واسطه، با بالاترین قیمت در محل».
