زمستان آخر 1392

باجی و کدخدا تنها بازمانده‌های روستایی متروک هستند که روستایشان کم‌کم در حال زیر آب رفتن است. آنها هر کدام در آن ناکجاآباد منتظر سفر کرده‌های خویش هستند، چیزی که برای دیگران قابل درک و فهم نیست. تا آنکه شبی بر حسب اتفاق و جبر طبیعت باجی و کدخدا که تنها مونس هم هستند، از هم دور شده و جدا می‌افتند. تلاش کدخدا برای بازگشت در آن شب نتیجه نداده و باجی در روستا تنها می‌ماند و ...

باجی و کدخدا تنها بازمانده‌های روستایی متروک هستند که روستایشان کم‌کم در حال زیر آب رفتن است. آنها هر کدام در آن ناکجاآباد منتظر سفر کرده‌های خویش هستند، چیزی که برای دیگران قابل درک و فهم نیست. تا آنکه شبی بر حسب اتفاق و جبر طبیعت باجی و کدخدا که تنها مونس هم هستند، از هم دور شده و جدا می‌افتند. تلاش کدخدا برای بازگشت در آن شب نتیجه نداده و باجی در روستا تنها می‌ماند و …

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *