جلال آلاحمد رفتارهای ناراست روشنفکری ایران را، حاصل کمخونی این جریان میداند و مینویسد: «نخستین بازی آنها، زرتشتیبازی بود. به دنبال بدآموزیهای تاریخنویسان غالی دوره ناصری که نخستین کسانی بودند که در مقابل پیشرفت فرنگ احساس حقارت و علل عقبماندگی ایران را در آنجا جستوجو کردند… در طول ۲۰ سال قبل از شهریور ۱۳۲۰ و دوران حکومت رضاخانی نیز بار دیگر سروکله فروهر بر در و دیوارها پیدا شد که یعنی خدای زرتشت را از گور درآوردهایم…»
روشنفکری که «ذائقهساز» بود روشنفکری که «عوام زده» است!
جلال آلاحمد رفتارهای ناراست روشنفکری ایران را، حاصل کمخونی این جریان میداند و مینویسد: «نخستین بازی آنها، زرتشتیبازی بود. به دنبال بدآموزیهای تاریخنویسان غالی دوره ناصری که نخستین کسانی بودند که در مقابل پیشرفت فرنگ احساس حقارت و علل عقبماندگی ایران را در آنجا جستوجو کردند... در طول ۲۰ سال قبل از شهریور ۱۳۲۰ و دوران حکومت رضاخانی نیز بار دیگر سروکله فروهر بر در و دیوارها پیدا شد که یعنی خدای زرتشت را از گور درآوردهایم...»
