روزگار سخت باباهای مدرسه!

مهر که می‌شود و صدای خنده و شادی کودکان در حیاط مدرسه می‌پیچید، خش‌خش جارویش از پشت دیوار شنیده می‌شود و می‌پیچد به همهمه و فریادهای دانش‌آموزان.

جمعی از سرایداران از کار زیاد و حقوق اندک خود می‌گویند؛

مهر که می‌شود و صدای خنده و شادی کودکان در حیاط مدرسه می‌پیچید، خش‌خش جارویش از پشت دیوار شنیده می‌شود و می‌پیچد به همهمه و فریادهای دانش‌آموزان.

روزگار سخت باباهای مدرسه!

به گزارش اصفهان زیبا؛ مهر که می‌شود و صدای خنده و شادی کودکان در حیاط مدرسه می‌پیچید، خش‌خش جارویش از پشت دیوار شنیده می‌شود و می‌پیچد به همهمه و فریادهای دانش‌آموزان. توی حیاط مدرسه می‌چرخد و نگاهش را به این طرف و آن طرف سُر می‌دهد تا مواظب دانش‌آموزان باشد. «باباهای مدرسه» و «مامان‌های مدرسه»، یک لحظه هم فرصت سر خاراندن ندارند: «از بس که کار سرمان ریخته‌اند!» از صبح که پا به مدرسه می‌گذارند تا آخر وقت که دیگر خبری از سروصدای کودکان و سوت زدن‌های مدیر و ناظم نیست، آن‌ها در مدرسه حضور دارند و مشغول کار هستند؛ کاری که البته برای خیلی‌هایشان دیگر طاقت‌فرسا شده و توانشان را گرفته است.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *