قبل از اینکه بخواهم گزارش را شروع کنم میخواهم کاملا برایتان روشن کنم که اینجا، ما با یک سلاح صرف مواجه نیستیم؛ بلکه با یک «پیام» طرفیم. پیامی که از دل چهار دهه توسعه مداوم توان موشکی جمهوری اسلامی ایران بیرون آمده و حالا به نقطهای رسیده که حتی استفاده نشدنش هم بخشی از دکترین جنگی محسوب میشود.

مسیر شکلگیری یک قدرت موشکی
مسیر شکلگیری یک قدرت موشکی
مسیر شکلگیری یک قدرت موشکی
مسیر شکلگیری یک قدرت موشکی
به گزارش تابناک ؛برای فهم جایگاه «قاسم بصیر»، باید چند قدم به عقب برگردیم. ایران از دهه ۱۳۶۰، با تجربهی جنگ و محدودیتهای شدید تسلیحاتی، به این جمعبندی رسید که بقا در میدانهای مدرن بدون اتکا به توان موشکی ممکن نیست. این مسیر از خانواده موشکهای ابتدایی آغاز شد و به تدریج با توسعه نسلهای مختلف به بلوغ رسید.
در این میانع آن را به یکی از مهمترین مؤلفههای معادله تبدیل کرده است. در دنیایی که اطلاعات بهسرعت منتشر میشود، ناشناخته ماندن یک سلاح، خود یک مزیت است.
ایران در چهار دهه گذشته، با تکیه بر تجربه، مهندسی معکوس و توسعه بومی، به سطحی از توان موشکی رسیده که نهتنها در منطقه، بلکه در سطح جهانی مورد توجه است. «قاسم بصیر» را باید نماد این مسیر دانست؛ مسیری که از محدودیت آغاز شد و به بازدارندگی رسید؛ و شاید مهمترین نکته همین باشد: گاهی اوقات، آنچه شلیک نمیشود، بیش از آنچه شلیک میشود، تأثیر میگذارد.
راستی عجیب نیست ؟ “قاسم” دست از سر این بی وجود های کودک کش برنمیدارد ، یا خودش در میدان یا موشکی که به نامش خورده ، در همان میدان !
-سیدمحمدآصف
